پرده سینما

دست و پا زدن برای رهایی از هزارتو؛ نگاهی به فیلم «آغاز» کریستوفر نولان

موحد منتقم

   

 

 

 

 

 

 

 

 

در سراسر فیلم همراه شخصیت های فیلم درحال عبور از پیچ و خم های مختلف فیلم هستید و در پایان فیلم وقتی از این هزارتو بیرون می آیید از خود می پرسید: آیا امشب می توانم یک بار دیگر با خیال راحت به خواب بروم یا...؟

 

پوستر فیلم آغازفیلم جدید کریستوفر نولان با نام آغاز ما را مجبورمی کند تا در بطلان سینمای هالیوود شک کنیم. فیلمی به شدت پیچیده و جذاب که باعث کسب آبروی ژانر علمی تخیلی می شود و این ژانر را چندقدم جلوتر می برد.

عالم خواب و رویا و تفکر تنهاعالمی در این دنیاست که  انسان ها آن را به تنهایی تجربه می کنند. خواه این خواب  رویایی شیرین باشد، یا کابوسی به شدت  ترسناک! حال آیا می توان  رویا ها را دزدید؟ یا یک سناریو ی از پیش تعیین شده  برای خواب به فردی دیگر القا کرد؟ آیا می توان در حالت خواب و رویا تنها نبود و کسانی خواب های شما را کنترل کنند؟ فکر کنید کسانی بتوانند با استفاده از یک تکنولوژی جدید  خواب های ما را بربایند و خواب های ما را آنگونه که خودشان دوست دارند تغییر دهند  و به ما بقبولانند که این افکار از آن خود ما است! این جهان تازه، زاده فکر خلاق کریستوفر نولان است. فکری که هنوز کسی نتوانسته وارد آن بشود و آن را بدزدد و در سینمایی که به قول راجر ایبرت گویی فیلم ها از درون زباله بیرون می آیند، ذهن کریستوفر نولان کار بزرگی انجام می دهد  و دنیای جدیدی را خلق می کند. دنیایی که دیگران عملاً می توانند وارد رویای ما شوند  و رویای ما را به اختیار خودشان شکل دهند.

 

داستان فیلم آغاز

 

لئوناردو دی کاپریو در فیلم آغاز نقش «دووم کاب» دزد آینده ای را بازی می کند که تخصص او بهره برداری از مغزهای خوابیده است. همکار او آرتور (با بازیگری جوزف گوردن لویت) به کار با دستگاه های کامپیوتری که این کار را ممکن می سازد اشتغال دارد. دی کاپریو (کاب) به مردی به نام «ساتیو» یک تاجر متمول ژاپنی که در حال خواب دیدن است معرفی می شود. ساتیو از کاب می خواهد تا یکی از مشکل ترین و خطرناک ترین عملیات تزریق فکر را روی فرد مورد نظر او«فیشر» که رئیس بزرگترین شرکت تولید سوخت جهان است انجام دهد.

پاداش کاب (لئوناردو دی کپریو) که به خاطر سوابق خود قادر به بازگشت به آمریکا و دیدن فرزندانش نیست، رفع سوء پیشینه و امکان بازگشت دوباره به آمریکا خواهد بود.

در اینجاست که «کاب» تصمیم می گیرد گروهی متخصص را برای انجام این آخرین کار گردهم آورد. به این صورت او علاوه بر آرتور (متخصص تکنولوژی دزدی از ضمیر ناخودآگاه) از «ایمز» - شخصی که می تواند خود را به هر شکلی که می خواهد در آورد دعوت به همکاری می کند. هم چنین «یوسف» که یک دانشمند رشته شیمی است و معجونی را درست می کند که افراد را به خوابی عمیق فرو می برد و بالاخره پدر زن «کاب» - مایلز- با بازی مایکل کین نیز به او کمک می کند تا با معمار آرشیتکتی به نام «آریادنه» آشنا شود و ....

 

نگاهی به فیلم

 

اگر تاکنون تبلیغات تلویزیونی  فیلم را دیده  باشید، یقینا خواهید دانست که فضای فیلم ساختار خیره کننده‌ای دارد که قابل اغماض نیست. وارونگی ساختمان‌ها، خیابان‌های مارپیچ و از همه مهم‌تر، شخصیت‌های شناور و هوشمند. تمامی این‌ها در بطن داستان تعریف شده‌اند.

فیلم بزرگ نولان، هزارتویی پیچ در پیچ است که در آن اثری از روایت ساده و خطی به شکل مرسوم نیست و در القای یک پایان‌بندی باورپذیر و واگذاری تحلیل و کاوش کلیت اثر به مخاطب کاملا مصمم است.

فیلم چه بخواهبد چه نخواهید شما را به یاد سه گانه ماتریکس اثر فلسفی برادران واچوفوسکی می اندازد! این فیلم هم مانند ماتریکس شما را به ابعاد تازه ای از واقعیت که همان جهان مجازی است آشنا می کند. کریستوفر نولان هم به ماتریکس اشاره می کند و می گوید: ماتریکس به همه نشان داد که چگونه می توان به انبوه تماشاگران یک موضوع مفهومی پیچیده را یاد داد و آنها نیز  استقبال کنند. فیلم من نیز چنین هدفی دارد منتهی نه به پیچیدگی سه گانه واچوفوسکی ها!

فیلم با اینکه نماهای  عظیمی دارد ولی در ظاهر مثل فیلمهای کلاسیک است. در فیلم سعی شده به جای استفاده از جلوه های کامپیوتری از جلوه های ویژه حقیقی استفاده شود. مانند آن سکانسی جذابی که یک قطار بزرگ در حال حرکت در یک راهروی هتل وارد خیابان اصلی می شود. یا صحنه لوله شدن بلوار ها و خیابان ها و....

در هنگام تماشای فیلم شما به شدت گیج و مبهوت می شوید از این همه داستان جنایی خلاقانه و تو درتو و مدام در حال حدس زدن درباره ادامه  فیلم هستید. کریستوفر نولان شما را بدون اراده خودتان وارد فضای هزارتوی فیلم می کند و در لایه های فیلم پخش تان می کند. شما مانند فردی که برای رهایی از یک هزارتو دست و پا می زنید در سراسر فیلم همراه شخصیت های فیلم درحال عبور از پیچ و خم های مختلف فیلم هستید و در پایان فیلم وقتی از این هزارتو بیرون می آیید از خود می پرسید: آیا امشب می توانم یک بار دیگر با خیال راحت به خواب بروم یا...؟

 

 


 تاريخ ارسال: 1389/5/29

نظرات خوانندگان
>>>عليرضا:

به نظرم فيلم بسيار خوبي بود و همون حس سه گانه ماتريكس رو به آدم مي داد البته مثل دو قسمت اول ماتريكس خوب بود و پايان بندي بد ماتريكس رو در قسمت آخر نداشت. در عين حال خيلي سرگرم كننده بود من اين فيلم رو در سينما ديدم و به نظرم جداي از ايده فيلم كه فوق العاده بود جلوه هاي ويژه بسيار استادانه اي داشت ... پس از ديدن فيلم تا سه هفته نمي تونستم فيلم ديگه اي ببينم چون به نظرم هر فيلمي بسيار جقير مي آمد. نولان كارگردان بزرگي است و كارهاي بزرگتري هم انجام خواهد داد.

0+0-

سه‌شنبه 2 فروردين



>>>ناشناس:

سلام ... چرا اجازه نمی دین ما از مطالبتون در وبلاگ هامون استفاده کنیم؟ حیف نیست... ممکنه هر کسی اینجا رو پیدا نکنه و نبینه... لطفا حداقل به وبلاگ ها این اجازه رو بدین تا با ذکر منبع مقالات شما رو درج کنن... ندادین هم باز هم از شما ممنونم و منتظر مقاله های بعدی شما هم هستیم. خداحافظ

0+0-

شنبه 28 اسفند 1389



>>>مهدی:

به نظر من فیلم مفهومی فرا تر از انتظار داشت ... عالم خواب خیلی پیچیدست... در قسمتی از فیلم وقتی که مال می خواست از پنجره خودش و به پایین پرت کنه و اصرار اون به اینکه ما هنوز تو رویاییم منو به فکر فرو برد که اگر این زندگی که ما توش هستیم هم رویایی بیش نباشه چی ؟ هفته هاس این موضوع منو درگیر خودش کرده بود که با تحقیقات گسترده روی این موضوع به یک سری نتایج هم رسیدم... نمیگم چون میدونم ذهنتون دریا زده میشه و درکش خیلی سنگینه ..ولی...

0+0-

دوشنبه 23 اسفند 1389



>>>dimo 3371:

به نظر من فیلم مفهومی بود و ایده فیلم کاملا جدید بود.اتفاقا به نظر من پیچیدگی های فیلم خیلی جالب بود البته فکر می کنم بهتر باشه به نظر همدیگه احترام بذاریم

0+0-

شنبه 9 بهمن 1389



>>>جناب محمدعلی رامین یاهرچی!(!):

دوست عزیز! من وقتی در مورد پیچیدگی فلسفی یا به قول خودت عمق فلسفی صحبت می کنم به خصوص در این مورد یاد "طلوع ابدی یک ذهن بی آلایش" (بحث رویاها)می افتم نه اون چیزایی(!!) که شما می فرمایید اگه دوست داری می تونم لیستی از فیلم هایی که سطحتون را بالا ببرد معرفی کنم ( به قول دانیال جان!) تا شما هم به جمع ما سطح بالا ها بپیوندین! راستی اگه مایلی این بحث رو ادامه بدیم لطفا کامنت های موحد رو اشغال نکن و یه سری به صفحه ی فیس بوک موحد بزن منو اون جا پیدا می کنی.

0+0-

جمعه 23 مهر 1389



>>>نیما.د:

خواستم به جناب محمدعلی رامین یاهرچی!بگم شما بهتره بری فیلم یه جیب پر پول یا افراطی ها یا اخراجی ها 1و2رو ببینی وبه عمق فلسفه موجود در این اثار ارزشمند!!!!!!پی ببری!فیلم های مثل \"اغاز\"بسی سنگین است.دلیل نمیشه چون شما چیزی از یک فیلم متوجه نمیشی بگی انتزاعی!برو اخراجی ها رو بچسب.

0+0-

چهارشنبه 21 مهر 1389



>>>مسعود :

خیلی فیلم ضعیف و بی در و پیکری بود.معلوم نبود توی رویا هستش یا توی بیداری!هرچند از فیلم قبلیش هم خوشم نیومده بود.

0+0-

پنجشنبه 8 مهر 1389



>>>دانیال:

جمع کنین بند و بساتتون بابا میخواین بگین سطحتون خیی بالاست که به این میگین سطحی و انتزاعی .هرکی که به این سینمای ناب همچین انگ هایی بچسبونه بهتره زیاد طرف فیلم و سینما آفتابی نشه.

0+0-

چهارشنبه 7 مهر 1389



>>>حمید کشانی:

به نظرم فیلم خیلی خوبی بود.همون چیزی بود که از کریستوفر نولان انتظار داشتم.

0+0-

شنبه 3 مهر 1389



>>>محمد علی .رامین یا هرچی!:

موحد جان سلام! من هم با نظر سینا مو افقم این فیلم بی نهایت انتزاعی و قابل پیش بینی بود ولی در مقابل فیلم های دیگه یک فیلم سرگرم کننده (تر) بود و این دلیل جلب نظر اکثر منتقدها ، مقایسه این فیلم با افسانه ای به نام ماتریکس جدا کار اشتباهیست چون ماتریکس با معرفی سینما دیجیتال دنیای سینما را متحول کرد ولی القا یا به قول خودت آغاز کاری غیر از سر در گم کردن مخاطب نمی کند اون هم دلیلش اینست که در این فیلم به ما نشان نمی دهد که کاراکتر ها چه خواهند کرد و چه می کنند ( دوست عزیز "داوود"این معنی انتزایی است) و در آخر هم مثل مبارزی که در رینگ خونین ولی سرپا (و البته بازنده) ضربه اخر را به مخاطب وارد می کند ( مشخص نشدن افتادن یا هم چنان چرخیدن فرفره(!)) و مخاطب را در ابهام نگه می دارد که آیا هنوز در رویای کاب هستیم یا در بیداری؟(به لباس های کودکان کاب دقت کنید) . و باز هم از مقاله usefulات ممنون...

0+0-

يكشنبه 28 شهريور 1389



>>>داوود .:

اقا سینا ممنون .معنی فیلم انتزاعی رو فهمیدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! لابدافراطی هافلسفیه؟؟

0+0-

جمعه 5 شهريور 1389



>>>سینا -4:

خیلی فیلم انتزاعی و سطحی بود .زیاداز حد تحویلش گرفتن.مقایسه فیلم ماتریکس با این فیلم به خاطر چندتا صحنه اسلوموشن کار درستی نیست.ماتریکس فیلم جریان سازی بود ولی اغاز یک فیلم تقلیدی و تجاری است.تنها نکته خوب فیلم بازی دیکاپریو بود!!

0+0-

چهارشنبه 3 شهريور



>>>بهروز کرمانی:

کلا سایت پرده سینما چه از نظر کلاس اخبار و سطح مطالب و نقد فیلم از بقیه سایتها یه سرو گردن بالاتره.خدا خیرتان بده

0+0-

يكشنبه 31 مرداد 1389



>>>ندا:

من این فیلم رو هفته قبل دیدم .به نظرم یک فیلم سیاسی به تمام معنا بود مخصوصا از نظر ما جهان سومی ها

0+0-

يكشنبه 31 مرداد 1389



>>>رسول:

یه سوال از منتقدتان داشتم.اونجا که نوشته لوله شدن بلوارها و خیابان ها با جلوه های ویژه نیست میشه بگن باچیه؟؟ابن چیزی که ما در تصویر میبینیم غیر از کامپیوتر چیزی نمیتونه درستش کنه!!

0+0-

شنبه 30 مرداد 1389




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.