پرده سینما

چیرگی تخیل بر واقعیت؛ نقد و بررسی فیلم «اینجا بدون من» ساخته بهرام توکلی

رضا منتظری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاهی به فیلم اینجا بدون من ساخته بهرام توکلی

 

فاطمه معتمد آریا و نگار جواهریان در اینجا بدون مناینجا بدون من به عنوان سومین اثر سینمایی بهرام توکلی اثری پخته تر و قابل تأمل تر از فیلم های قبلی او یعنی پابرهنه در بهشت و پرسه در مه است. هر چند که دو اثر قبلی این کارگردان جوان سینمای ایران نیز فیلم هایی قابل تأمل با ساختار و مضمونی قوی و فاقد ساده اندیشی در مضمون و ایرادات ساختاری بودند، اما اینجا بدون من حاصل جمیع تجربه های قبلی این فیلم ساز به شمار می رود که نتیجه آن فیلمی شده که ساختاری قوی دارد، با مخاطب خود ارتباط تنگاتنگی را برقرار می کند، مخاطب را راضی نگه می دارد و همچنین بر خلاف اغلب فیلم ها هم مخاطب خاص و هم مخاطب عام را مجذوب خود می کند. به طوری که کمتر کسی است که بعد از تماشای این فیلم نتوانسته باشد با آن ارتباط برقرار کند یا مجذوب اش نشده باشد. 

بهرام توکلی برای ساخت سومین فیلم سینمایی اش به سراغ یکی از معروف ترین نمایشنامه های تنسی ویلیامز نمایشنامه نویس بزرگ قرن بیستم رفته و داستان فیلم جدیدش را با اقتباسی از روی نمایشنامه فناناپذیر باغ وحش شیشه ای نوشته است. تنسی ویلیامز نمایشنامه نویسی است که آثارش برگرفته از حقیقت است. او در نمایشنامه نویسی تعهد ویژه ای نسبت به رئالیسم دارد که همین نکته یکی از دلائل محبوبیت و شهرت اوست.

در اینجا بدون من توکلی لحن باغ وحش شیشه ای ویلیامز را که تلفیقی از رئالیسم و دیدگاه های روانشناسانه است را به درستی درک کرده و به این برداشت متعهد مانده است. بدون اغراق توکلی به ارزش های این نمایشنامه معروف افزوده است و مانند برخی دیگر از کارگردانان که از فیلم یا کتاب و یا نمایشنامه ای برداشت های اقتباسی می کنند نه تنها باعث تنزل آن اثر اولیه نشده است بلکه باعث تحسین بیشتر مخاطبان نسبت به اثر اولیه گشته است.

در باغ وحش شیشه ای یأس، ناامیدی، و تباهی درونمایه ای اساسی است. لورا شخصیت اصلی این نمایشنامه اعتماد به نفس خود را از دست داده و تبدیل به انسانی منزوی و گوشه گیر شده. او تنها با قوه تخیل خود زندگی می کند. لورا خود را در باغ وحشی می بیند که در واقعیت وجود ندارد. او که دیگر در دنیای واقعی نیست و به دنیای تفکر خود رفته بر این باور است که حیوانات باغ وحش به او نیاز دارند و او نیز با توجه به همین نیاز آن ها خود را ارضاء می نماید.

فاطمه معتمدآریا و صابر ابر در اینجا بدون مناین درونمایه تلخی است که در نمایشنامه باغ وحش شیشه ای وجود دارد و توکلی نیز به این درونمایه تلخ پایبند مانده است. البته او قسمت پایانی نمایشنامه ویلیامز را تغییر داده است و پایانی تلخ تر و دردناک تر را برای آن رقم زده است. در نتیجه او در اینجا بدون من درامی خوش ساخت را ارائه کرده که به خوبی از جوهره و زبان سینما را بهره برده است.

در فیلم اینجا بدون من همه چیز به خوبی و درستی سرجای خود قرار دارد. فیلمنامه این فیلم به عنوان مهم ترین و اساسی ترین رکن ساخت یک فیلم بسیار عالی نوشته شده است و با این که فیلمنامه اقتباسی از یک نمایشنامه است، فضای فیلم مانند برخلاف بسیاری از نمونه های مشابه به هیچ وجه شبیه «تله تئاتر» نیست. شاید تفاوت فیلم توکلی و نمایشنامه تنسی ویلیامز در اتخاذ زاویه دید روایی آن باشد. چراکه در باغ وحش شیشه ای ویلیامز از دید شخصیت لورا نمایشنامه اش را به پیش برده است، اما در اینجا بدون من اگرچه شخصیت اصلی همان شخصیت دختر است، اما توکلی از دید مادر این روایت را تعریف کرده است.

اینجا بدون من داستان زندگی زنی کارگر و زجر کشیده (فاطمه معتمد آریا) را روایت می کند که سرپرستی فرزندان خود را بر عهده گرفته و همه زندگی اش را صرف خوشبختی فرزندانش کرده است. تمام دغدغه های اصلی زندگی او مربوط به دختر معلول اش یلدا (نگار جواهریان) می شود که دختری بسیار منزوی و خجالتی است و علاقه عجیبی به جمع آوری مجسمه های حیوانات شیشه ای دارد. تمام زندگی یلدا در این مجسمه های زیبای شیشه ای خلاصه می شود. او از صبح تا شب مشغول شستشو و نظافت آن ها است. فرزند دیگرش احسان (صابر ابر) نیز جوانی است که در تنهایی خود زندگی می کند و پر از تلخی و بی حاصلی است. و مادرش هرگاه او را می بیند فکر می کند که او معتاد شده و مدام به او درباره اعتیاد تذکر می دهد. احسان علاقه عجیبی به فیلم و سینما دارد و تمام رویاهای زندگی اش را در سالن های تاریک سینما جستجو می کند. زندگی این سه نفر که هر کدام در تنهایی ها و توهمات خود زندگی می کنند در حال گذران است تا این که یلدا برای مادرش پرده از رازی بر می دارد که عاشق صدای رضا (پارسا پیروزفر) یکی از دوستان برادرش شده است. مادر که آرزوی خود مبنی بر سر و سامان گرفتن زندگی دخترش را نزدیک می بیند به هزار و یک ترفند از احسان می خواهد که دوست اش را برای صرف غذا به خانه دعوت کند تا دخترش بتواند با او هم کلام شود. اما این امر با خجالتی بودن شدید یلدا منافات چشمگیری دارد و ازدواج این دو که آرزوی نهایی مادر است توهمی بیش نمی تواند باشد. در نهایت امر رضا که متوجه قضیه می شود اعلام می کند که نامزد دارد و...

فیلمنامه اینجا بدون من آن قدر جذاب و پر کشش است که حدی را نمی توان بر آن قائل شد. پرداخت روانشناسانه توکلی در تک تک گفتگوها و صحنه ها به ویژه هنگامی که مادر از آرزوهای دور و دراز خود سخن می گوید به شدت چشمگیر است. اینجا بدون من داستان آدم هایی است که تخیل شان بر واقعیت های زندگی شان چیره شده و به همین دلیل در زندگی شان بحران عظیمی به وجود آمده است. 

اوج و فرودهای فیلمنامه و روابط میان شخصیت های آن همگی به درستی هرچه تمام تر از آب درآمده است و هیچ گونه نقطه تاریک و مجهولی در آن به چشم نمی خورد.

اینجا بدون من فیلمی است شخصیت محور که از همان ابتدا تماشاگر را به شدت درگیر شخصیت هایش می کند. طوری که مخاطب بعد از گذشت دقایقی خود را با آن شخصیت ها هم درد دیده و با آن ها همذات پنداری می نماید. تا آن حد که به تمامی وجوهات درونی و بیرونی شخصیت های فیلم اشراف پیدا می کند.

پارسا پیروزفر و صابر ابر در اینجا بدون منگفتگوهای فیلم درخشان است. کافی است به گفتگوهای زنانه ای که بین مادر و دختر رد و بدل می شود توجه کنیم که برای مخاطب باور پذیر است و باعث هرچه بیشتر نزدیک شدن مخاطب به شخصیت های فیلم می شود.

تناقض رفتاری این خانواده که از ضعف اقتصادی شدیدی رنج می برند به زیبایی هرچه تمام تر از آب درآمده است به عنوان نمونه مادر این خانواده که با مشکلات عدیده ای با کارفرمایش دست به گریبان است و در مضیقه شدید مالی به سر می برد با هزار و یک کار ریز و درشت طوری زندگی اش را برنامه ریزی می کند تا همیشه بهترین ها را برای فرزندانش مهیا نماید.

نمای پایانی فیلم آن قدر هیجان برانگیز و تأثیر گذار است که ناخودآگاه اشک هر بیننده ای را در می آورد. البته بیننده که از بهت و گیجی ناگهانی صابر ابر یکه می خورد در آن واحد نمی تواند این اندیشه را به ذهن خود راه بدهد که تمامی آن زندگی شیرین تنها تصوری باطل و در ذهن و خیال وی بوده است. این «پایان باز» فوق العاده در فیلم اینجا بدون من بر خلاف اغلب فیلم هایی که مثلاً با «پایان باز» به پایان می رسند بسیار درست و حساب شده و بسیار غافلگیر کننده و عجیب است.

توکلی به شدت مخاطب را غافلگیر می کند و هنگامی که مخاطب به این باور رسیده که در این فیلم نیز همانند سایر فیلم های ایرانی همه چیز به خیر و خوشی به پایان رسیده است، تلخی و بهت چهره صابر ابر که پیش از آن صورتی بشاش و شادان دارد مخاطب را مبهوت کرده و حس عجیبی را به او القا می نماید و بیننده به این باور می رسد که هر آن چه را که دیده تنها یک رویای شیرین و دوست داشتنی بوده که با حقیقت فرسنگ ها فاصله دارد.

کارگردانی بهرام توکلی در برخی از پلان ها بسیار فراتر از استانداردهای سینمای ایران است. میزانسن های دقیق و دکوپاژ قوی توکلی را کمتر کارگردانی در سینمای ایران دارد، همه چیز در اینجا بدون من فراتر از حد انتظار از یک فیلم تولید شده در سینمای ایران است. توکلی روی نما به نمای فیلم اش احساس مسئولیت ویژه ای دارد. طوری که حتی یک نمای فیلم اش دچار ایراد و اشکال نیست.

انتخاب بازیگران اینجا بدون من به بهترین شکل ممکن صورت پذیرفته است. تا آن حد که با وجود پیچیده بودن متن، تماشاگر فیلم هرگز احساس نمی کند احیاناً بازی ها نتوانسته اند درونمایه متن را به او منتقل کنند، یا مثلاً اگر بازیگر دیگری این نقش را بازی می کرد فیلم بهتر می شد. جا دارد به بازی درخشان صابر ابر اشاره کنم. یا بازی فاطمه معتمدآریا که در این فیلم یکی از بهترین بازی های دوران بازیگری اش را ارائه داده و اینجا بدون من حداقل در سالیان اخیر نقطه عطفی در کارنامه هنری او محسوب می شود. معتمدآریا به درستی هرچه تمام تر از ایفای نقش اش که یک مادر مهربان و مسئولیت پذیر ایرانی است برآمده است.

همچنین نگار جواهریان نیز که در این سال ها بازی های درخور توجهی از خود ارائه داده است به خوبی هرچه تمام تر از ایفای نقشش در این فیلم بر می آید.

یکی دیگر از نکات قوت فیلم اینجا بدون من فیلمبرداری درخشان و تاثیر گذار حمید خضوعی ابیانه است که با قاب بندی های کم نظیرش مخاطب را بیشتر و بیشتر با فیلم همراه و همدل می سازد. خضوعی ابیانه با همراهی و هم فکری توکلی در برخی از صحنه ها برای القای حس درونی شخصیت های فیلم دست به ابتکار عمل های خارق العاده ای می زند که باعث نزدیک تر شدن هرچه بیشتر مخاطب با موضوع و شخصیت های فیلم و حالات درونی آن ها می گردد. نورپردازی کم نظیر فیلم اینجا بدون من نیز یکی دیگر از نقات قوت فیلم است. نور و رنگ در فیلم جدید توکلی حرف اول و آخر را می زند و کمک درخشانی به ارتقای این فیلم شخصیت محور بهرام توکلی کرده است.

طراحی صحنه و لباس، موسیقی، چهره پردازی و خلاصه همه چیز در این فیلم درخشان است و با مضمون فیلم همخوانی دارد.

اینجا بدون من یکی از بهترین فیلم هایی است که طی سالیان اخیر در سینمای ایران تولید و ساخته شده است و هنگام اکران اش در جشنواره فجر هم با استقبال خوب مخاطبان مواجه شد. امیدوارم در اکران عمومی هم به موفقیت دست پیدا کند. چون فیلمی است که با این اطمینان که همه از تماشای آن راضی خواهند بود، به راحتی می توان پیشنهاد تماشای آن را به هر فردی داد.

 

 در همین رابطه با دیدگاهی متفاوت بخوانید

متزلزل، سست قامت، و بدون اندیشه؛ نگاهی به فیلم «اینجا بدون من» ساخته بهرام توکلی

 

 


 تاريخ ارسال: 1390/4/21

نظرات خوانندگان
>>>امیر:

فیلم رو ندیدم اما تا دلتون بخواد ازش تعریف شنیدم البته نمایشنامه باغ وحش شیشه ای رو خوندم و مطمئن باشید فردا اولین نفری هستم که برای دیدن فیلم به سینما میرم منتها یکم مشکوکم به اینکه چه جوری یه کارگردان ایرانی تونسته باشه یه اقتباس خوب از روی یک نمایشنامه خارجی کرده باشه این برام حیرت آوره. در کل امیدوارم آقای منتظری مثل همیشه درست گفته باشید و احساساتی نشده باشید فردا نتیجه رو بهتون میگم

0+0-

سه‌شنبه 21 تير 1390



>>>رها:

من این فیلم رو خیلی دوست داشتم تو جشنواره دیدم اما بازم میرم میبینم نقد فوق العاده ای بود

1+0-

سه‌شنبه 21 تير 1390



>>>پویان:

به جرات میتونم بگم یکی از خوش ساخت ترین فیلمهای 10 سال گذشتس !!! من در جشنواره دیدمش و به شدت دوست دارم دوباره ببینمش واقعا توصیش میکنم

1+0-

چهارشنبه 22 تير 1390



>>>امیریان:

دوست عزیز اینقدر از کلمات درخشان و بی نظیر و فوق العاده استفاده کردین که فکر می کنم پول فوق العاده و درخشانی هم برای این نقد گرفتین... نقد یعنی تجزیه و تحلیل... کلماتی که شما استفاده کردین همه در مدح و ستایش شاهکارهای سینما بکار می رود... من این نوع فیلم ها را دوست دارم اما نقد شما بوی دیگه ای می داد... خسته بناشین

0+1-

پنجشنبه 23 تير 1390



>>>یلدا:

من این فیلم رو خیلی دوست داشتم خیلی حرفه ای بود و بازی نگار جواهریان و فاطمه معتمدآریا عالی بود باورتون نمیشه اگر بگم که اون پلان آخرش یهو انگار من رو برق گرفت با اون بهت ناگهانی صابر ابر یهو جا خوردم و وا دادم و ناخودآگاه اشکم اومد پایین این رو میتونم قسم بخورم تو این مدت نشده بود که یک فیلم تا این حد بتونه رو من تاثیر بذاره در ضمن باید بگم که این فیلم اولی بود که از آقای توکلی میدیدم . در آخر هم باید از این سایت خوب تشکر کنم که همیشه مطالب خوب و تازه داره

1+0-

پنجشنبه 23 تير 1390



>>>شقایق :

وای وای وای آقای منتظری چه کردید عاشقتونم به خدا من این فیلم رو خیلی دوست داشتم یعنی تو این جشنواره فکسنی فقط همین فیلم و مرهم فیلم بودند وبقیه کشک واقعا دستتون درد نکنه این فیلم بی همتا ترین فیلمی است که من تو این سال ها دیدم واقعا دوستش داشتم به چرت و پرت های این و اون زیاد توجهی نکنید آقای منتظری شما شاهکار خلقتین به خدا همیشه منصف همیشه راست گو و با یک قلم فوق العاده و کم نظیر که به دور از کلمات قلمبه و سلنبه به راحتی همه نکات مهم را بیان میکنید. دوستتون دارم هم شما هم پرده سینما رو

0+0-

جمعه 24 تير 1390



>>>یه نفر:

دیگه اینقدها هم خوب نبود این فیلم ها ، راست میگن خبری بوده که اینقدر تعریف و تمجید اضافی کردین؟

0+1-

شنبه 25 تير 1390



>>>رضا:

همه چیز در فیلم آقای توکلی خوب بود ونقد شما خوب تر

1+0-

شنبه 25 تير 1390



>>>عاشق سین اسکرین:

عاشقتونم یک کلام موحد منتظری فاضلی سین اسکرین والسلام

0+1-

يكشنبه 26 تير 1390



>>>niki.m:

salam salam salam man chand vaghti nabodam va natonestam be shoma sar bezanam az cinema ham dor bodam in film shahkare vaghean shahkar shoma ham be dorosti hagh matlab ro ada kardin man ke vaghean az in film khosham omad filmi bod ke hich eib va naghsi nadasht ye chizi ro ham bayad eteraf konam man avayel az negar javaherian khosham nemiomad ama hala fahmidam vaghean bazigare dar kol mesle hamishe naghdeton ali bod aghaye montazeri be hame tosie mikonam in film ro bebinan

0+0-

يكشنبه 26 تير 1390



>>>محمد :

آقای منتظری قبل از هرچیز باید اعتراف کنم که قلم جذاب و بینظیری دارید و خیلی خوب فیلم ها را موشکافی میکنید اما در کل باید بگم کمی هم احساسی با فیلم ها برخورد میکنید از طرفی آنچنان فیلمی را میکوبید که دیگر نمیتواند از جایش بلند شود مثل ( قصه پریا ) و از طرفی چنان فیلمی را بت میکنید که هر که ندیده باشد فکر میکند چیست مثل ( همین فیلم و مرهم و... ) لطفا کمی عادلانه تر قضاوت کنید و در نوشته هایتان خدا را هم در نظر بگیرید چون همه چیز مادیات نیست و انسانیت هم مهم است. درود بر شما

0+0-

دوشنبه 27 تير 1390



>>>سارا:

نقد فوق العاده ای بود فیلم هم شاهکار بود

0+0-

سه‌شنبه 28 تير 1390



>>>محمدرضا كلا نتر:

وقتي دو سال پيش " صد سال به اين سالها " را در جشنواره ديدم ، در كامنتي كه براي يكي از مطالب اين فيلم گذاشتم گفتم كساني كه صرفا به خاطر قيافه شان به سينما راه يافته اند و بازيگر شده اند و با كلي آرايش بين مردم ظاهر مي شوند بايد بازيگري را از فاطمه معتمد آريا ياد بگيرند . اكنون نيز بر نظرم باقي هستم و از همان افراد مي خواهم كه فقط به يك صحنه از بازي سراسر درخشان معتمد آريا در " اين جا بدون من " توجه كنند ، صحنه اي كه احسان ( صابر ابر ) به او مي گويد كه رضا را براي شام دعوت كرده است ... .

0+0-

سه‌شنبه 28 تير 1390



>>>جاوید :

نمیدونم با من موافق هستین یا نه اما امسال ( حداقل تا اینجای کار سال خیلی خوبی بوده برای سینمای ایران به جز چند تا فیلم مثل پایان نامه و اخراجی ها و شرط اول و فوتبالی ها خیلی فیلم های قابل قبول از اول سال تا حالا اکران شدن از جدایی نادر و مرهم و ورود آقایان گرفته تا همین فیلم و آقا یوسف و سیزده 59 و خیلی های دیگه اما من که میتونم بگم تا اینجای کار بهترین فیلم اینجا بدون من بوده این رو قاطعانه میگم این فیلم شاهکاره واقعا یک شاهکار یه شاهکار در حد و بضاعت سینمای ایران واقعا همه چیزش درخشانه همه چیزش عالیه بازی ها عالی فیلمنامه و کارگردانی شاهکار از لحاظ تکنیکی هم عالیه فیلم یه حرفی برای گفتن داره من که 2 بار دیدمش باز هم میبینمش این فیلم با آدم رابطه برقرار میکنه و حرف میزنه آقای منتظری عزیز و گرامی با شما از ته قلبم موافقم واقعا پلان نهایی اشکم رو تو سینما درآورد قربون خودتون و قلمتون و سایتتون واقعا خسته نباشین ترو خدا فقط برای این فیلم یه کم تبلیغ کنین ارزشش رو داره نذارین فدای چهار تا فیلم آشغالی دیگه بشه

0+0-

پنجشنبه 30 تير 1390



>>>sina:

filmee badi nist, vali na dar hadi ke enghadr tarif kardin Naghde shoma kheili khoub hast, vali dar morede ifayee naghshe bazigaree va .... kami ziyadi tarif kardin..

0+0-

پنجشنبه 30 تير 1390



>>>میثم:

فیلم بسیار زیبایی بود. شخصیت پردازی دقیق و بازیهای درخشان سه شخصیت اصلی نقطه قوت فیلم هستند. تنها نقطه ضعف های فیلم شخصیت خنثی و پا در هوای رضا (پیروزفر) و دیگری برخی تاکیدهای گل درشت که به واقعگرایی فیلم لطمه میزد. مثل تماشای فیلم گربه روی شیروانی داغ در سینمای ایران آن هم بدون سانسور!! کجا نشون میدادن تا ما هم بریم ببینیم؟!! تماشای این فیلم می تونست در نمای ذهنی در خیال احسان (صابر ابر) مثلا در یک سینمای خالی اتفاق بیفته..... اما پایان باز این فیلم با تاکید بر نگاه تلخ صابر ابر میخکوب کننده بود.

0+0-

جمعه 31 تير 1390



>>>میثم:

بازی فاطمه معتمدآریا در «اینجا بدون من» مثل دیگر بازی های این هنرمند در فیلمهایی چون روسری آبی ، گیلانه ، بر قله های هنر بازیگری در سینمای ایران می درخشد. با توجه به حملات ناجوانمردانه ای که به این هنرمند در روزهای اخیر شده ، از آقای فاضلی و سایت پرده سینما تقاضا می کنیم محافظه کاری را کنار بگذارند و در مطلبی مستقل ، شجاعانه از دستاوردهای هنری این بانوی هنرمند بنویسند.

0+0-

جمعه 31 تير 1390



>>>شیرین:

این فیلم عالی بود همین امشب دیدمش واقعا عالی بود باور نمیکردم اینجوری باشه

0+0-

يكشنبه 2 مرداد 1390



>>>زهرا:

فیلم عالی بود.دوست دارم چند بار دیگه ببینم.بازی هر سه بازیگر خیره کننده بود.

0+0-

يكشنبه 2 مرداد 1390



>>>بیداد:

اگر قرار بر این باشد که هر کسی بیاید و خلاصه ای از داستان فیلم را تعریف کند، پس از آن کلیاتی را مطرح کند و کلی به به و چه چه تحویل خوانندگان بدهد وسر آخر چند نفر از دوستان و آشنایان بیایند واز قلم و تبحر و تجربه او تمجید کنند که کلماتی از قبیل نقد و منتقد معنای واقعی خود را از دست میدهند و هر کسی میتواند ادعا کند منتقد است. لازم به ذکر است که من خودم فیلم را دیدم و دوستش داشتم ولی نه دیگر آنقدر که بعضی ها میگویند. جناب آقای منتظری امیدوارم در نقدهای آتی با ذکر جزییات، آوردن مثال از سکانسهای فیلم، در نقدی ساختاری به جای نقد موضوعی فیلم، دریچه های جدیدی را به روی مخاطبین باز کنید نه اینکه همان هایی را که همه خود روی پرده ی سینما دیده اند بجای نقد تحویلشان دهید.

0+0-

دوشنبه 3 مرداد 1390



>>>کارشناس سینما :

نقد بسیار عالی بود آقای منتظری در جواب شخصی که با نام بیداد کامنت گذاشتن باید بگم که شما از سینما چیزی نمیفهمید اتفاقا آقای منتظری خیلی باریک بین هستند و قلمشان فوق العاده است مگر بقیه منتقدها چه شاخ غولی را شکسته اند؟ شما گویا کینه و عداوتی با ایشان دارید والا تبحر ایشان در نوشتن نقد کاملا مشخص است. لطفا آقای منتظری به این حرفا توجه نکنین

0+0-

دوشنبه 3 مرداد 1390



>>>بیداد:

جناب کارشناس سینما شما گویا همان فردی هستی که میگفت ما سه تا رو کجا می بری! من انتقادی نسبت به آقای منتظری داشتم و با ایشان مطرح کردم. فکر نمیکنم از شخص سومی که شما باشید نظرخواهی کرده باشم. در ضمن نه شما و نه هیچ منتقدی حق ندارید با این دلیل که چون همه ی منتقدان دنیا چرندیات تحویل مردم می دهند، پس ما یک سری کلیات را راجع به فیلم ، که حتمن از آن چرندیات بهتر است، بجای نقد به خوردشان میدهیم. این در هیچ کجا دلیلی قانع کننده نخواهد بود. در ضمن اگر شما احساس میکنید این به اصطلاح نقدی که آقای منتظری نوشته اند نقدی ساختاری ست و پر از جزییات، هنوز دیر نشده! یک بار دیگر متن (و نه نقد) ایشان را بخوان واگر چیزی از نقد ساختاری ،آوردن نمونه از سکانس های فیلم در جهت اثبات حرفشان ویا صحبت از جزییات فیلم دیدید ذکر کنید چون من که با خواندن دوباره ی آن چیزی دستگیرم نشد. در آخر از شما برادرانه خواهش میکنم بجای تعریف و تمجید کورکورانه یک بار هم که شده، محض رضای خدا عینک تعصب و بدبینی را کنار بگذارید و واقغیت را همان طور که هست بپذیرید. من به شما اطمینان میدهم این برای شما بهتر است و باعث پیشرفت حضرتعالی خواهد بود.

0+1-

سه‌شنبه 4 مرداد 1390



>>>محمد- م:

من این فیلم رو دیدم واقعا عالی بود بازی فاطمه معتمدآریا و صابر ابر که شاهکار بود فیلمنامه هم فوق العاده و بی نقص بود من قبلا نمایشنامه این فیلم رو خوندم و فیلم خارجی هم که از روی این نمایشنامه ساخته شده رو دیدم واقعا میتونم بدون اغراق بگم کار توکلی یک سر و گردن از اون ها بالاتر بود. مرسی از پرده سینما که در مورد همه فیلم های روز مطلب منتشر میکنه و باید بگم نقدتون راجع به این فیلم عالی بود

0+0-

سه‌شنبه 4 مرداد 1390



>>>یلدا امامی :

نقد فوق العاده ای بود ترغیبم کردین برم فیلم رو ببینم

0+0-

سه‌شنبه 4 مرداد 1390



>>>گل سنگ:

شاهکار

0+0-

جمعه 7 مرداد 1390



>>>لیلا:

فوق العاده بود. معنی واقعی درد رو تو این فیلم میشد فهمید. همشون خوب بودن و درد داشتن. درد...

0+0-

شنبه 8 مرداد 1390



>>>مینا:

فیلم عالی بود یکبار دیدم باز هم میرم ببینم ولی من یک چیز رو متوجه نشدم!مردم تو سالن موقع تماشای فیلم می خندیدند!! یعنی مردم ما ژانر فیلم رو تشخیص نمیدند؟ آخه مگه کمدیه این فیلم؟!

0+0-

يكشنبه 16 مرداد 1390



>>>منتقد کبیر:

دست مریزاد آقای منتظری براستی با قلم شیوایتان حق مطلب را به درستی ادا کرده اید و به وجوهی اشاره کرده اید که بنده به آن وجوه واقف نبودم واقعا درود بر شما مشتاقانه دوست دارم شما را روزی از نزدیک زیارت کنم منتقد گمنام اما جوان و فهیمی هستید در نهایت باید از آقای فاضلی قدردانی کرد که در انتخاب نویسندگانشان چنین هوشمندانه عمل کرده اند. موفق باشید

0+0-

دوشنبه 17 مرداد 1390



>>>کاظم:

- در این فیلم یک نوع شتابزدگی در همه زمینه ها دیده میشود. حتی در داستان فیلم . بنظر میاید در حین فیلمبرداری نحوه پرداختن به داستان فیلم دستخوش تغییراتی شده باشد. برای مثال هر چه به آخر فیلم نزدیک میشویم احساس میکنیم که کارگردان میخواهد یکجوری و با شتابی که هر لحظه بر آن افزوده میشود داستان را تمام کند. - داستان فیلم ضعیف است. دلیلی برای آنهمه نا امیدی و جود نداشت که خانواده بخواهد بعد از خوردن یک شام حسابی شیر گاز را باز کند و بخوابد! خروج از بحران و ناامیدی هم خیلی ناباورانه و غیر واقعی و شتابزده است. اساسا معلوم نیست چرا خانواده بطور ناگهانی دچار بحران میشود. زیرا موضوع دختر خانواده یک موضوع بسیار قدیمی است و از لحظه تولد وجود داشته است. - کارگردانی در بعضی صحنه ها اشکالاتی دارد. مثلا مینی بوس کارخانه از یک خیابانی که کمی برف دارد دو بار عبور میکند. مشخص است که فیلمبرداری در یک زمان صورت گرفته است! حتی ترکیب برفها ی خیابان تغییری نکرده است. در بعضی از صحنه ها بنظر میاید بدلیل شتابزدگی هنرپیشه ها فرصت کافی برای وارد شدن به حس و حال صحنه پیدا نکرده باشند. مثل صحنه پوست کندن پیازها توسط مادر بچه ها. - فیلم فاقد موزیک درست و حسابی است. و معلوم نیست چرا. - شتابزدگی در ایفای نقش هنرپیشه ها هم قابل تشخیص است. مثلا بازیگر نقش مادر هنگام خرید کفش سعی میکند چادر خود را با دندان بگیرد . و مشخص است که این کار را ناشیانه انجام میدهد. - هنرپیشه ها : هنرمندی که نقش دوست پسر خانواده را بازی کرده است ، بازی ضعیفی ارائه داده است. مادر نمیتواند آلام خانواده را که بر دوش او سنگینی میکند بخوبی به تصویر بکشد که شاید این ناتوانی ناشی از ضعف داستان فیلم هم باشد. - اغلب صحنه های فیلم با شتاب فیلمبرداری شده اند گوئی که کارگردان صحنه های یک سریال معمولی تلوزیونی را میسازد. در خاتمه برای دست اندرکاران فیلم آرزوی موفقیت میکنم.

0+0-

جمعه 28 مرداد 1390



>>>مهدیه پی سپار:

فیلم بدی نبود. اما چنان شاه‌کاری که شما وصف کردید به هیچ وجه نبود. بازی معتمد آریا به شدت مصنوعی و بد بود. من ایشون رو دوست دارم اما تو این فیلم به کلی ازشون ناامید شدم. بازی صابر ابر اما چشمگیر بود. با چنین اغراق‌هایی به پایین اومدن سلیقه‌ی سینمایی مردم کمک نکنید.

0+0-

يكشنبه 30 مرداد 1390



>>>بهاره:

جواب به مهدیه و سار افراد : این بازی به شدت بد و مصنوعی خانم معتمدآریا بود که باعث شد ایشان جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره جهانی مونترال را از آن خود کنند ؟ برایتان متاسفم درود بر شما آقای منتظری که چنین تعریف درستی از این فیلم را ارائه داده بودید این فیلم شایسته حضور در اسکار است

0+0-

چهارشنبه 9 شهريور



>>>شقایق:

بازی فاطمه معتمدآریا که در این فیلم یکی از بهترین بازی های دوران بازیگری اش را ارائه داده و اینجا بدون من حداقل در سالیان اخیر نقطه عطفی در کارنامه هنری او محسوب می شود. معتمدآریا به درستی هرچه تمام تر از ایفای نقش اش که یک مادر مهربان و مسئولیت پذیر ایرانی است برآمده است. قسمتی از نقد آقای منتظری چقدر نظراتان با نظرات داوران فستیوال مونترال یکی است!!!

0+0-

پنجشنبه 10 شهريور 1390



>>>مهدی:

من فیلم رو تازه دیدم قبلا ازش تعریف شنیده بودم ولی راستش باورم نمیشد آقای توکلی اینقدر زیبا این داستان ساده رو به تصویر بکشه بازیها عالی بود و به نظرم درخشان ترین قسمت کار فیلمبرداری ونور پردازی کاره تصاویر به سان تابلوهای درخشانیست که آدم از دیدنشون سیر نمیشه واقا خضوعی ابیانه درخد بین المللی تصاویر رو ثبت کرده.تعجبم از دوستانیست که اصلی ترین نقات قوت کار رو زیر سوال میبرند.

0+0-

پنجشنبه 10 شهريور 1390



>>>فرزانه :

خیلی دوست دارم که این فیلمو ببینم.با این متن بی نظیری که شما نوشتین حتما فیلمو میبینم.

0+0-

پنجشنبه 24 شهريور 1390



>>>شقایق :

سلام آقای منتظری من چند روز نبودم و رفته بودم سفر اما دورادور خبر دارم که جایزه جشن سینمای ایران رو این فیلم درو کرده جدا به شعورتون احسنت و آفرین میگم شما همه چیز رو به درستی پیش بینی کرده بودید چه بازی فاطمه معتمدآریا و چه بازی نگار جواهریان رو اتفاقا پیش بینی شما برای فیلمبرداری و طراحی صحنه و لباس و فیلمنامه این فیلم هم درست از آب درآمد جدا خوشحالم که با شما و سایت وزین پرده سینما آشنا شدم اغلب یا این فیلم رو کوبیدند و یا تعریف های اجمالی از این فیلم کردند شما به نوعی تنها حامی اصلی این فیلم بودید کاش هنوز هم فیلم روی پرده بود و میتونستم دوباره به دیدنش برم جدا یه شاهکار هنری بود و بعد از جشنواره گفتم چند تا فیلم عالی بود مرهم و اینجا بدون من و راه آبی ابریشم و چند تای دیگه الانم منتظر اکران یه حبه قند هستم و سعادت آباد که متاسفانه ندیدمش اما زندگی با چشما بسته هم فوق العاده است توصیه میکنم فیلم رو ببینید و در موردش بنویسید.

0+0-

دوشنبه 28 شهريور 1390



>>>پریسا:

فیلم بسیار زیباست، فقط شخصیت رضا واقعا گنگ و بی هدف است و اصلاً خوب پرداخت نشده است. اما سه شخصیت دیگر بسیار خوب پرداخت شده اند. قاب های فیلم بسیار تاثیر گذار و گیراست. فیلمنامه بسیار خوب پرداخت شده، فقط همان طور که یکی دیگر از دوستان گفته، در اواخر آن نوعی شتاب زدگی به چشم می خورد.

0+0-

دوشنبه 15 اسفند 1390



>>>مريم:

فيلم بسيار زيبا و تاثير گذار بود خيلي روي من اثر گذاشت ادم ها همه واقعي بودند و ميشد به راحتي لمشون كرد

0+0-

يكشنبه 28 اسفند 1390



>>>پیمان:

شاهکار... آخر فیلم واقعا قشنگ تموم شد,داستانش منو یه جورایی یاد رمانای زولا انداخت,همون نشون دادن بدی به معنی واقعی بدی و حتی تا حدودی اغراق... اما واسه سینمای ایران خ.شحالم با وجود فیلمایی ازین قبیل...

0+0-

يكشنبه 6 فروردين 1391



>>>maryam:

واقعا فیلم فیلم قشنگیست ممکنه که عیبهای بسیار کوچکی داشته باشه اما صادقانه میگم باعث شد پس از مدتها دوباره از دیدن یک فیلم تا چند هفته کیفور بشم واز دیدنش حال کنم بازیها ی 3نقش اصلی هم واقعا بی نظیر بود و در پایان خسته نباشید آقای توکلی امیدوارم که باز هم از اینجور فیلمها ساخته بشه در این سینما.

0+0-

سه‌شنبه 15 فروردي 



>>>ماندانا:

فیلم واقعا عالی همه مهره ها سر جای خودشونند جای تقدیر دارند اقای توکلی

0+0-

پنجشنبه 24 فروردي 



>>>سعید :

از سینمای ایران بعید بود

0+0-

جمعه 25 فروردين 1391



>>>فهيد:

از بهترين فيلم ايراني هايي كه تا حالا ديدم آخر فيلمو كي ميتونه بازي كنه به جز صابر ابر؟! فيلمنامه منطقي و شخصيتپردازي فوق العاده واقعا به وجد اومدم مرسي بهرام توكلي

0+0-

دوشنبه 28 فروردين 1391



>>>محمد6418:

فیلم فوق العاده بود اونم به خاطر فیلمنامه قوی که داشت و صد البته به خاطر کارگردانی.

0+0-

چهارشنبه 20 ارديب 



>>>morteza:

khodaiesh filme fogholadeie boood chizi ke akharesh moshakhas boood in boood ke shire gazo baz kardano khabidan yaeni khodkoshi kardan va secanse akharesham marboot be beheshti mishod ke sabere abar too royash tasavor mikard vali kheili az dooostan migan khodkoshiii nakarde vali age bardashte man az film dorost bashe fogholade zibaaaaaaaaaaa booood

0+0-

چهارشنبه 31 خرداد 1391



>>>مریم:

اخر فیلم همه در واقع میمیرن درسته؟

0+0-

دوشنبه 5 تير 1391



>>>مینا:

فیلم خیلی زیبابودمن دوباراونودیدم بازی بازیگران بخصوص صابرابرشاهکاربودمن که خیلی لذت بردم به دوستان توصیه می کنم اگرمیخوان یه فیلم خوب ببینن حتما" این فیلمونگاه کنن

0+0-

پنجشنبه 8 تير 1391



>>>a girl:

فيلم خوبي بود و ازش لذت بردم ولي ديگه اينقدر هم كه شما مي گفتين خوب نبودا!يه كم به نظرم عجيب مياد كه بعضي از عزيزاني كه نظر دادن بدجور از شما اقاي منتظري عزيز تعريف كردن!اخه مگه شما چيكار كردين كه اينقدر درخور تحسينه؟البته نقد خوب بود ولي زيادي خوب بود!منظورمو مي فهميد كه؟!انگر خبرايي بوده!

0+0-

شنبه 17 تير 1391



>>>Hemin:

awesome movie.. but last scene of the movie was just a sweet dream different from whole movie, it was a shock to me, also we wish we could see those examples in community.. but he should have expressed reality not what we dream sorry my Persian is Eftizah

0+0-

چهارشنبه 4 مرداد 1391



>>>سروناز:

فیلمو خیلی وقته دیدم ولی خواستم بگم هر کس ندیده در اولین فرصت ببینه.عالی بود،آخرین صحنه اشک منو درآورد. جدا از صحنه ی آخر ،فیلم پر بود از صحنه هایی که خیالی بودن وقایع رو تلقین میکردولی بیننده همش به خودش امید میده که شاید داره اشتباه میکنه ولی صحنه ی پایانی ضربه ی نهاییو میزنه( تا اونجا که یادم میاد داستان رو پسر روایت میکنه نه مادر.)

0+0-

دوشنبه 9 مرداد 1391



>>>مریم:

یا سلام و خسته نباشید به اقای منتظری عزیز. ببخشیدا اما اینایی که از فیلم و یا بازی بازیگرا و ضعیف بودن کارگردان و فیلمنامه و همه و همه تعریف بد می دن باید گفت واقعا متاسفم براتون و اینکه به نظر من چیزی حالیتون نیست.چرا وقتی هیچی حالیتون نیست نظرای علکی میدید اخه.همه چیزش فوق العاده بود .عالی بود.من یکی که به وجد اومدم

0+0-

دوشنبه 30 مرداد 1391



>>>fateme:

salam faghat mitonam begam binazir bod

0+0-

سه‌شنبه 14 شهريور 1391



>>>هانیه:

کسی اسم اون فیلم هایی که شخصیت احسان (صابرابر) تو فیلم میبینه رو میدونه ؟ یه سری فیلم دوبله ی قدیمی هست ک پخش میشه در جریان فیلم

0+0-

پنجشنبه 20 مهر 1391



>>>پژمان. ع در پاسخ به هانیه:

اسم فیلم رنگی هست "گربه روی شیروانی داغ " (1958) ساخته ریچارد بروکس و اسم فیلم سیاه و سفید هست "اتوبوسی به نام هوس" (1951) ساخته الیا کازان. هر دو بر اساس نمایشنامه تنسی ویلیامز نوشته شده اند.

0+0-

جمعه 21 مهر 1391



>>>سارا:

معرکه بود.اما اخرش کپ کردم.آه ه ه ه ه ه

0+0-

سه‌شنبه 9 آبان 1391



>>>دلارام:

فیلم خوبی بود،بازی صابر ابر خیلی خوب بود طبق معمول،اما حداقل من به عنوان یک بیننده در سکانس هایی که فاطمه معتمد آریا بازی می کرد اصلاً احساس نزدیکی به نقش مادر خانواده نمی کردم،یک جور تسنع توی ادای نقشش موج می زد.. شخصیت رضا به طور پررنگ، خیلی شتابزده وارد فیلم شد، اینکه شخصیت یلدا طبق نظر کارگردان روی یک خط صاف حرکت نمی کرد و تصمیم کارگردان بود که توی هر سکانس فیلم چه جوری ظاهر بشه هم حس نزدیکی بین بیننده و فضای فیلم رو می گرفت ..اما در کل فیلم خوبی بود.

0+0-

جمعه 22 دي 1391



>>>Roxana:

It was awesome,I liked it

0+0-

جمعه 22 دي 1391



>>>عبدالرضا:

سلام این فیلم اولین فیلم ایرانی بود که در سال 92 دیدم. به عنوان یک بیننده این فیلم و خواننده این نقد، هر دو را می پسندم. عبارت "پایان باز" عمیق ترین و بهترین عبارت برای توصیف پایان تحسین برانگیز این فیلم است.

0+0-

شنبه 3 فروردين 1392



>>>mass:

فیلم از نظر فنی عالی بود اما من رو به این فکر انداخت که خدا کجای زندگی این ادم ها است؟ اصلاً نیست. آره پسر و دختر به دلیل شرایطشون غرق تخیلات هستند اما آرزو های مادر خیال بافی نیست. این آرزو ها از نیاز های واقعی شکل گرفته اند. نیاز هایی که خداوند حامی اونها است اما خدا هیچ جای این فیلم نبود و این این فیلم رو تلخ و ظهر کرده بود در حالی که خدا هست. آره اگه این فیلم مثل بقیه فیلم های ایرانی تموم می شد مثل یک زندگی واقعی بود ؛ زندگی که معجزه سراسرشو گرفته اگه واقعاً ببینیم. اما اینجا فیلم تنها زائقه بلند اندیش و تنوع طلب روشنفکر ها رو قلقلک می ده.

0+2-

سه‌شنبه 6 فروردين



>>>زینب:

فیلمش عالی بود موضوعش تازه بود خیلی خوشم اومد

0+0-

چهارشنبه 6 فروردي




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.