پرده سینما

عقب گرد به سوی دهه ی شصت! نگاهی به فیلم «شور شیرین» ساخته جواد اردکانی

علیرضا انتظاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نقد فیلم شور شیرین ساخته جواد اردکانی

 

شور شیرینشور شیرین پس از به کبودی یاس دومین فیلمی است که جواد اردکانی با موضوع دفاع مقدس ساخته است. این فیلم که در ابتدای امر قرار بوده برشی از زندگانی شهید محمود کاوه باشد به دلیلی نامعلوم تنها به برشی از وقایع تاریخی کردستان در سال های آغازین جنگ تحمیلی بدل شده است که در نهایت به دلایل مختلف از جمله عدم تسلط فیلمساز بر فرم و محتوای اثر و همچنین ضعف های مشهود فیلمنامه به اثری غیر قابل تحمل بدل شده است. شور شیرین با توجه به پتانسیل های فراوانی که در محتوای اثر دارا بوده می توانست فیلمی خوب و قابل دفاع در زمینه فیلم های دفاع مقدس باشد، این مهم تنها زمانی اتفاق می افتاد که فیلمساز کمی از کلیشه ها دوری می جست و تمام توجه اش را به شخصیت اصلی فیلم معطوف نمی کرد و کمی منطقی تر پیرنگ های داستان را کنار هم قرار می داد.

داستان فیلم شور شیرین در مورد بحبوحه ناامنی های کردستان در سال های 1359 و 1360 است. سرگرد (رضا رویگری) که از اعضای گارد جاویدان شاهنشاهی ایران بوده به همراه اعضای خانواده اش برای مراسم ازدواج پسرش پوریا که در سپاه فعالیت می کند و از دوستان نزدیک شهید محمود کاوه (حمیدرضا عمارلو) است و قرار است با دختری پرستار (شبنم قلی خانی) که برای رسیدگی به امور مجروحین در بیمارستان سقز خدمت می کند به آنجا برود اما در میانه راه عده ای از افراد ضد انقلاب که زیر نظر حزب دموکرات کردستان فعالیت می کنند راه را بر اتوبوس بسته و تمامی سرنشینان آن به غیر از افراد کرد را به گروگان می گیرند. سرگرد به جرم همکاری پسرش با محمود کاوه توسط فرمانده ای بی رحم به نام خسرو بازجویی می شود و در نهایت سرگرد را نزد فرمانده ارشد خود (احمد نجفی) می برند. وی از سرگرد می خواهد که برای نجات خود و خانواده اش هشت میلیون تومان به آن ها بپردازد و یا با آن ها دست به معامله ای بزند و نزد پسرش و محمود کاوه برود و برای حزب دموکرات کردستان جاسوسی کند. سرگرد این نقشه را می پذیرد و برای مدت کوتاهی نقش جاسوس دوجانبه ای را ایفا می نماید. از یک طرف او با زنی به نام ربابه (پردیس افکاری) که رابط حزب دموکرات کردستان است در ارتباط است و از سوی دیگر تمامی اخبار حزب را به محمود کاوه می دهد. در نهایت حزب دموکرات شبیخونی به سپاه پاسداران زده و دست به قتل عام تعداد کثیری از افراد سپاهی زده و تعداد کثیری را نیز گروگان می گیرد که پوریا نیز جزو گروگان های آن ها است. سرگرد که از این ماجرا بسیار خشمگین شده به محمود کاوه اعلام می کند که برای سرکوبی ضد انقلاب و آزادسازی اسرا آماده همکاری با آن هاست. سرانجام نیروهای سپاه با افراد ضد انقلاب درگیر می شوند و خسرو را که فرماندهی ضد انقلاب را بر عهده دارد به اسارت در می آورند. پس از مذاکراتی نیروهای ضد انقلاب می پذیرند تا در معدن سنگ خسرو را با گروگان ها مبادله کنند. آن ها در واقع این محل را به عنوان تله ای برای دستگیری شهید محمود کاوه قرار داده بودند اما در نهایت شهید کاوه در محل مبادله اسرا موفق می شود با یاری سپاهیان و درایت خود توطئه نیروهای خبیث ضد انقلاب را خنثی کرده و پیروزی ارزشمندی را برای نیروهای سپاه به ارمغان بیاورد.

شور شیرینفیلمنامه شور شیرین از معایب فراوان و محسنات اندکی برخوردار است به نوعی که پارادوکسی عجیب را برای مخاطبان فیلم ایجاد می نماید. از یک طرف دستمایه قرار دادن نا امنی های کردستان در سال های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی به دلیل بار دراماتیکی که دارد پتانسیل کافی را برای فیلمنامه نویس ایجاد می نماید تا فیلمنامه جذابی را به رشته تحریر درآورد و مانند اغلب فیلم سازان دفاع مقدس که خود را محدود به ساخت فیلم های جنگی در جنوب کشور و خوزستان می دانند نباشد و بتواند موقعیت ها و داستان های جدیدی را در رابطه با جنگ تحمیلی به تصویر بکشد اما از سوی دیگر استفاده فیلمنامه نویس از کلیشه های سینمای جنگ ایران باعث شده صدمات جبران ناپذیری به تم اصلی و روایت شور شیرین وارد شود. فیلمنامه شور شیرین در ابتدا قصد داشته داستانی جذاب و پر تعلیق را بر پایه موقعیت محور بودن به تصویر درآورد اما در میانه راه فیلمنامه نویس موقعیت ها را نادیده انگاشته و به سمت قهرمان پروری و قهرمان محوری پیش رفته است. فیلم شور شیرین تنها لحن جنگی دارد و در نوع روایت خود بسیار ضعیف عمل نموده است. فیلمنامه نویس شور شیرین سعی بر آن داشته تا یک قهرمان جنگ تحمیلی را به عنوان قهرمان اصلی فیلم علم کند اما در جایی این قهرمانی ناخودآگاه به دست سرگرد سپرده می شود و در این میان مخاطب بخت برگشته گنگ و گیج می ماند که باید کدام یک از پرسوناژهای فیلمنامه را به عنوان قهرمان بپذیرد. بر خلاف نکته ای که در این فیلم به سادگی مشهود است داستان فیلم در مورد شخصیت سرگرد است که از همان ابتدای فیلم و با گروگان گرفته شدن خود و خانواده اش به عنوان قهرمان فیلم به مخاطب معرفی می شود اما در میانه راه به دلیل آنکه داستان فیلم قرار بوده در مورد رشادت ها و زندگانی شهید محمود کاوه باشد ناگهان بدون هیچ دلیل موجهی قهرمانی به دست پرسوناژ شهید محمود کاوه سپرده می شود. همچنین شخصیت پردازی های فیلمنامه شور شیرین از ایرادات چشمگیر و اساسی زیادی برخوردار است. فیلمنامه نویس در فیلمنامه این فیلم به سمت مطلق گرایی رفته و شخصیت های فیلم اش را صرفاً یا خوب مطلق و یا بد مطلق به تصویر کشیده است. اردکانی با یک اشتباه تاریخی به سمت کلیشه پردازی در شخصیت پردازی های پرسوناژهای فیلمنامه اش رفته و با حالتی شعارگونه شخصیت های منفی فیلم اش را افرادی تعریف کرده که دائم حتی در میانه جنگ مشغول صرف مشروب و مواد مخدر هستند، قهقهه های مستانه سر داده و حتی به خانه خدا و اماکن مقدس و متبرکه نیز رحم نمی نمایند و کلاً هیچ نکته مثبتی در سراسر زندگانی و رفتار آن ها به چشم نمی خورد. این نوع مطلق گرایی که عاری از هرگونه ظرافت ساختاری، دقت و هوشمندی و عدم روایت حقیقی وقایع تاریخی است به هیچ عنوان نمی تواند برای مخاطب امروزی سینما که بسیار آگاه و خردمند است جذاب، قانع کننده و قابل قبول باشد و در نهایت مخاطب خسته و دلزده از دیدن اثری شعارگونه و کلیشه ای خود را مورد لعن و نفرین قرار می دهد که چرا وقت گرانبهای خود را برای دیدن به اصطلاح فیلمی به هدر داده است. فیلمنامه نویس شور شیرین تمام افراد ضد انقلاب در این فیلم را به صورتی کاریکاتورگونه ترسیم نموده است که مانند بدمن های فیلم های گانگستری آن طرف آبی پس از هر کشتار و یا پیروزی به انواع و اقسام بساط لهو و لعب روی آورده و قهقهه های مستانه سر می دهند. از این رو در فیلمنامه شور شیرین هیچ گونه شخصیت پردازی وجود ندارد و فیلمنامه نویس به تیپ سازی های  کهنه و نخ نمای شده ده ها سال قبل سینمای ایران روی آورده است که نه تنها کمکی به پیشبرد درام نمی کند بلکه باعث عدم باورپذیری مخاطب شده و مخاطب را کسل و دلمرده می سازد. از طرف دیگر فیلمنامه نویس با پارادوکسی عجیب و غیر قابل باور تمامی شخصیت های مثبت فیلمنامه اش را افرادی به تصویر کشیده که همگی مؤمن به خدا بوده و در زندگانی شان هیچگونه عیب و خطایی ندارند. هرچند که رشادت ها، قهرمانی ها و خلوص این فرزندان ایران زمین برای تمامی مخاطبان قابل درک است و در مورد فداکاری و پاکی آن ها جای هیچگونه شبهه ای وجود ندارد اما با این  حال شعار زدگی که در شخصیت پردازی های این پرسوناژها وجود دارد باعث می شود تا مخاطب نتواند هیچ یک از این شخصیت ها را باور کرده و در نهایت با آن ها همذات پنداری نمی نماید.

شور شیرینیکی دیگر از ایرادات اساسی در شخصیت پردازی فیلمنامه این فیلم عدم شناساندن شهید محمود کاوه به مخاطب است! فیلمنامه نویس به یکباره و بدون آن که هیچ پیش زمینه ای از زندگانی این شخصیت به مخاطب بدهد وارد زندگی وی شده و به همین دلیل شخصیت پردازی این شخصیت با اشکالات عمده ای مواجه می شود. مخاطب تا انتهای فیلم سوالات زیادی در ذهن اش ایجاد می شود که در نهایت پاسخی برای هیچ یک از سوالاتش نمی یابد از جمله آن که دلیل اصلی دشمنی بی حد و حصر ضد انقلاب با شهید کاوه هیچگاه برای مخاطب روشن نمی شود.

محتوای فیلم شور شیرین پر از ادعاهای ناسیونالیستی است که به هیچ عنوان برای مخاطبان خود جذابیت ندارد. حتی اگر مخاطبان شور شیرین میهن پرستانی باشند که با دیدن صحنه های دلیر مردی و رشادت ایرانیان بر خود ببالند باز هم این پر گویی های برگرفته از مکتب ناسیونالیستی نمی تواند برای آن ها جاذبه کافی را داشته باشد. متأسفانه طی سالیان اخیر و یا حتی سالیان گذشته در فیلم هایی که در مورد جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ساخته می شدند هیچ گاه بزرگی روح رزمندگان اسلام آن گونه که شایسته بود به تصویر کشیده نشده است، گویی این رزمندگان هیچ گونه ارتباطی با معبود خویش ندارند و تنها خدای خود را اسلحه شان می پندارند و بس! در صورتی که یک فیلمنامه نویس متبحر می تواند با راه یافتن به دنیای درون پرسوناژهای اصلی و قهرمانان داستان اش روحیات و معنویات درون آن ها را به تصویر بکشد اما در شور شیرین این موقعیت هیچ گاه برای کاراکتر شهید محمود کاوه و یا سرگرد فراهم نمی شود.

فیلمنامه نویس شور شیرین اشتباهات تاریخی زیادی را نیز در این فیلم متحمل شده است. به عنوان نمونه در سکانسی که نیروهای ضد انقلاب در حال شبیخون زدن به سپاه پاسداران هستند و افراد سپاه با بی سیم درخواست کمک از نیروهای ارتش را می نمایند نیروهای ارتشی هیچ وقعی به درخواست آن ها ننهاده و وعده فرستادن نیرو در روز بعد را می نمایند، در صورتی که بی سیم چی سپاه اعلام می نماید که تا دقایقی دیگر تمامی آن ها قتل عام می شوند.

اما پایان بندی فیلمنامه شور شیرین نسبتاً قابل قبول است و راست قامتی قهرمان اصلی فیلم به خوبی به تصویر کشیده شده است و مانند اغلب فیلمسازانی که مبادرت به شهادت کاراکترهای اصلی فیلم شان می نمایند شهید کاوه در این فیلم زنده می ماند. هرچند که فیلمنامه نویس در جایی قهرمانان فیلم را قربانی جلوه می دهد اما در نهایت قهرمانی به عنوان منجی در فیلم ظاهر می شود که قرار نیست ضعیف النفس باشد و شهید شود بلکه قرار است استوار و راست قامت باقی بماند تا دشمنان را به هلاکت برساند.

جواد اردکانی متأسفانه گویا همچنان در اواسط دهه شصت سیر می کند، چراکه ساختار فیلم شور شیرین تداعی گر فیلم های عقب مانده دهه شصت است که به دور از هرگونه امکاناتی تهیه و تولید می شدند.

اردکانی به دلیلی نامعلوم از انجام صدابردای همزمان امتناع ورزیده و دوبله های بسیار سخره آور با صداهایی غریب و ناآشنا را برای دیالوگ گویی بازیگران فیلم اش در نظر گرفته است که این مهم بیش از هر نکته دیگر باعث می شود تا مخاطب به این باور برسد که سفری در زمان داشته و به ماقبل سینمای ایران سفر کرده است و مشغول دیدن فیلمی ابتدایی می باشد.

دکوپاژ ها و میزانسن هایی که اردکانی برای این فیلم طراحی کرده همگی تداعی کننده آثار دست چندم تلویزیونی هستند و شور شیرین به عنوان یک اثر سینمایی هیچ حرفی برای گفتن ندارد!

گویی اردکانی به هیچ عنوان مدیوم سینما را نمی شناسد و نمی داند که با تلفیق تکنیک در کنار درام می تواند به یک فرم و ساختار اصولی سینمایی دست پیدا کند اما آن گونه که از شواهد بر می آید حضرت ایشان تنها به دنبال محتوای فیلم بوده اند و به فرم و ساختار فیلم هیچگونه توجهی معطوف نکرده اند و محتوای نصفه و نیمه فیلمنامه شان را رکن اصلی شور شیرین قلمداد کرده اند!

بازی بازیگران این فیلم نیز در حد بسیار متوسط و معمولی است.

رضا رویگری برای اولین بار پس از فیلم بوتیک نقشی متفاوت و نسبتاً تأثیر گذار را در شور شیرین ایفا می نماید و تا حدودی روان تر از سایر بازیگران این فیلم به ایفای نقش خود می پردازد.

بدترین نکته ای که در فیلم شور شیرین به چشم می خورد استفاده نامناسب از جلوه های ویژه رایانه ای (visual effect) است که بسیار سردستی و ابتدایی طراحی شده و نه تنها هیچگونه کمکی به باورپذیرتر شدن فضای جنگ در فیلم نکرده است بلکه در حساس ترین لحظات جنگ باعث خنده مخاطبان می شود. به عنوان نمونه در سکانسی که نیروهای سپاه درحال درگیری با افراد ضد انقلاب هستند محمود کاوه رادیاتور اتوموبیل نیروهای ضد انقلاب را نشانه می گیرد که این رادیات توسط جلوه های ویژه رایانه ای نیمه منفجر شده و آتش و دودی بسیار مصنوعی و دور از ذهن و غیر قابل باور از آن برمی خیزد و لحظاتی فیلم کمدی شده و خنده مخاطبان سالن سینما را پر می کند!

هرچند که شور شیرین فیلمی است که از لحاظ درونمایه اش که همانا رشادت های فرزندان ایران اسلامی است فیلمی ارزشمند و قابل تأمل به شمار می رود اما از لحاظ ساختاری فیلمی به شدت عقب مانده است که به هیچ وجه نمی تواند مخاطبان خود را راضی از سالن سینما خارج کند.

 

رضا منتظری

مرداد ماه سال 1391


 تاريخ ارسال: 1391/5/22
کلید واژه‌ها:

نظرات خوانندگان
>>>دلكش:

سلام. انصاف چيز خوبيه.غير 3 جا كه در اين مقاله نقد درست ديدم باقي مقاله بيشتر كينه وعقده گشايي بود از كاگردان و فيلم هاي از اين جنس!!!!! گويا منتقد محترم تا به حال داعش و وحشي هاي تكفيري را نديده كه صلاخي انسانهاي بي گناه و به اتش كشيدن قران و مقدسات و اماكن ديني و مساجد توسط كوموله و ضد انقلاب برايش عجيب مي نمايد ....!! داداش من ÷ما تو اين كشور ضجر ديده واحدهاي جنگ با چنين پلشتهاي انسان نمايي رو پاس كرديم.... دفاع از كه ميكني؟؟؟!!!

0+0-

چهارشنبه 12 فرورد¡



>>>شایسته:

شور شیرین با فیلمنامه ضعیف و مزخرف و داستان پیچیده اش آدم رو اعصابش رو خورد میکرد

0+0-

جمعه 27 مرداد 1391



>>>Man:

Shoma shoor dark shor shirin ro nadarid be ma che ?

0+0-

دوشنبه 23 مرداد 1391



>>>شقایق:

من فیلم رو خیلی وقت پیش دیدم اینقدر شاهکار بود که نصفه نیمه از سالن سینما زدم بیرون واقعا حیف بودجه های میلیاردی که صرف ساخت یه همچین فیلمایی میشه و حیف از منتقدایی مثل شما که باید وقت بزارن و این خزعبلات رو نقد کنن البته فکر کنم با اکران عید فطر گیشه تکون بخوره حتما

0+0-

دوشنبه 23 مرداد 1391




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.