پرده سینما

در به در دنبال سودای شهرت در فرنگ! نگاهی به فیلم «رد کارپت» ساخته رضا عطاران

علیرضا انتظاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رد کارپت. ساخته رضا عطارانجدیدترین فیلم رضا عطاران فیلم دلنشینی است که به دلیل ایجاد فضاسازی و خلق موقعیت های مناسب در بستر طنز با مخاطب به راحتی ارتباط برقرار می نماید. ایده اولیه فیلم رد کارپت پر از جذابیت های فراوان به خصوص برای تمامی علاقمندان سینما است و از سوی دیگر این فیلم ایده ای بکر دارد که شاید هیچ کارگردان دیگری در سینمای ایران جرات و ریسک ساخت آن را نداشته و یا مانند عطاران به دنبال آرمان خواهی نبوده است.

البته پیش از این در سینمای جهان نمونه های مشابهی مانند فیلم بورات با این نوع نگاه ساخته شده است اما هیچ یک از آن ها به صورت مستقیم سینما را دستمایه خود قرار نداده اند و بیشتر به بررسی فرهنگ ها و تناقضات متعدد روابط اجتماعی پرداخته اند. از این رو می توان رد کارپت را به نوعی فیلمی بدعت گذار در این زمینه در سینمای جهان قلمداد نمود که با زبان طنز دغدغه های بخشی از جامعه ایرانی که اتفاقاً تعدادشان کم نیست را به تصویر کشیده است!

از طرف دیگر یکی از نکات مهم فیلم رد کارپت بازگشت رضا عطاران به فضای شوخی هایی است که ویژه خودش است. شوخی هایی که طی سال های اخیر به واسطه حضور در تعداد زیادی از سریال های تلویزیونی مخاطبان با آن نوع شوخی ها انس گرفته اند، نکته مهمی که در فیلم اول رضا عطاران یعنی خوابم می آد وجود نداشت و این فیلمساز در آن فیلم به دلیل اینکه گویا محو جمال در مقام یک کارگردان سینما بودن قرار گرفته بود تنها ادای یک کارگردان را در می آورد و «خود» اصلی اش را به فراموشی سپرده بود، اما در این فیلم عطاران «خود» واقعی اش را پیدا کرده است و این نکته مهم رد کارپت را برای مخاطبانش شیرین و دیدنی می کند.

رد کارپت درباره یک هنرور عاشق سینما است که آرزویش حضور در جشنواره کن و ملاقات با فیلمسازان بزرگی مانند استیون اسپیلبرگ است که بتواند یک طرح سینمایی خود را که معتقد است باید در هالیوود ساخته شود به آن ها برساند، وی خود را با هزاران زحمت به کن می رساند اما در آنجا به واسطه آشنایی اتفاقی با یک ایرانی که ساکن فرانسه است تمامی پولهایش به سرقت می رود و وی ناچاراً شروع به گدایی می کند و در سردرگمی رها می شود.

رضا عطاران و جیم جارموش در رد کارپتفیلم شاکله از پیش تعیین شده ندارد و به همین منظور نه می توان آن را متعلق به سینمای داستان گو دانست و نه جایی در سینمای مستند برای آن یافت. رد کارپت فیلمی تجربی است. همه چیز در این فیلم در دل موقعیت های به وجود آمده رها می گردد و این مهم به خوبی در سراسر رد کارپت قابل مشاهده است و خود یکی از نکاتی است که به مراتب جذابیت فیلم را افزایش داده است البته مسلماً فیلم جدید رضا عطاران نمی تواند مخاطبان سینمای داستان گو را راضی نگهدارد چرا که در این فیلم از روایت و خط داستانی خبری نیست و فیلم بر اساس موقعیت های کمیک که اغلب آن ها شوخی با دست اندرکاران سینمای ایران و جهان است جلو می رود و به همین منظور شاید فقط سینماگران و علاقمندان به سینما بتوانند ارتباط خوبی را با رد کارپت برقرار نمایند. با این وجود در این مورد هم هیچ شکی نیست که رد کارپت اگر از حضور رضا عطاران بی بهره می بود هرگز نمی توانست حتی برای ده دقیقه هم مخاطبان خاص را در سالن نگهدارد و این طنازی ها و نبوغ ذاتی رضا عطاران است که می تواند تضمین کننده استقبال علاقمندان سینما از این اثر شود و شاید همین اشکالات فرمی و عدم انسجام میان سکانس های فیلم و وجود پاساژ های متعدد هم باعث پس زدن بسیاری از مخاطبان عام برای تماشای این فیلم شود چرا که رد کارپت رسماً فیلمی از آب در آمده که همه حوادث و اتفاقات اش جدا از هم می افتد و به هیچ ارتباطی میان اجزای فیلم وجود ندارد که البته یکی از دلایل مهم آن قطعاً عدم برنامه ریزی قبلی برای ساخت فیلم بوده است. از سوی دیگر به دلیل آنکه اغلب شوخی های فیلم جدید عطاران درباره سینما است و در این فیلم به وفور شوخی هایی با فیلم ها و شخصیت های معروف سینمای ایران و جهان از جمله فرج الله سلحشور، اصغر فرهادی، وودی آلن، جیم جارموش و امثالهم می شود می توان بر این امر صحه گذاشت که مخاطبانی که علاقه ای به سینما ندارند و سینما را نمی شناسند نمی توانند همان برداشت سینماگران را نسبت به این فیلم داشته باشند چرا که به عنوان نمونه شوخی نشان دادن کارت عضویت خانه سینما با توجه به مشکلات عدیده ای که برای این نهاد در دولت قبل به وجود آمده بود اصلاً برای مخاطب عام قابل درک نخواهد بود.

رضا عطاران در رد کارپترد کارپت فیلمی است که اگر در دقایق ابتدایی بتواند با مخاطب خود ارتباط برقرار کند تا انتها وی را بدون آنکه خسته و آزرده خاطر سازد در سالن سینما نگه می دارد. فیلمی که هیچ ادعایی ندارد و با هزینه ای بسیار اندک ساخته شده است و مهمتر از همه آنکه در زمانه ای که هجوم گسترده فیلم های تلخ و دردناک اجتماعی سینمای ایران را به سوی زوال و نابودی گیشه و طرد کردن مخاطب کشانده است فیلمی است کمدی که خنده را بر لب تمامی مخاطبانش می نشاند.

استفاده از تکنیک دوربین روی دست و آهنگسازی مناسب برای این فیلم باعث شده تا مخاطب از این فیلم که ساختاری مستندگونه دارد خسته نشود و از طرف دیگر استفاده از موسیقی های متنوع در این فیلم نشانه ای از آگاهی رضا عطاران به چند صدایی فرهنگی در کشور فرانسه است. در رد کارپت انواع موسیقی شنیده می شود از قوالی نصرت علیخان پاکستانی گرفته تا آهنگ های مطرح آمریکایی و فرانسوی که به خودی خود یکی از نکات مهم فیلم به شمار می رود اما با توجه به حرف اصلی فیلم به مثابه وصله بد رنگی شده که به فیلم الصاق شده است.

رضا عطاران با تیزهوشی وافر خود عامدانه بسیاری از ناهنجاری های فرهنگی و رفتاری ایرانیان را در برخورد با فرهنگ غربی به نقد و چالش می کشد و آنچنان ماهرانه این کار را انجام می دهد که نقدهای تند و تیزش به هیچ عنوان گل درشت به نظر نمی رسند که از جمله آن ها می توان به بی جنبه بودن ایرانی ها در برخورد با نوع پوشش آزاد غربی ها اشاره کرد که شخصیت رضا در این فیلم به دلیل دید زدن یک زن حتی کتک هم می خورد! از سوی دیگر عطاران در این فیلم به شکلی ظریف، نقبی به وضعیت ناگوار سینمای ایران در سال‌های اخیر می‌زند و قیاسی میان سینمای رو به اضمحلال ایران با سینمای دنیا انجام می دهد. در رد کارپت اشارات زیادی به وقایع بسیار تاسف برانگیز دوران مدیریت پیشین سینمای کشور می شود از تعطیلی خانه سینما گرفته تا احترامی که خارجی ها به کارت خانه سینما می گذارند، از دست انداختن پروژه های فاخری که بودجه های میلیاردی صرف تولیدشان می شود و حتی به اندازه پول چای شان هم فروش نمی کنند و مدیران و خبرنگاران خودی! که هر ساله با پول بیت المال به جشنواره های جهانی از جمله جشنواره فیلم کن اعزام می شوند از جمله مواردی است که به وفور در جدیدترین ساخته رضا عطاران به چشم می خورد که قطعاً می تواند برای هر کسی که دستی بر آتش سینمای ایران دارد جالب باشد.

رد کارپتاز سوی دیگر فیلم جدید عطاران قطعاً می تواند برای ده ها هزار جوان جویای نامی که در ایران به وفور دیده می شوند و عاشق سینما هستند جالب باشد چرا که شخصیت رضا در این فیلم که البته به صورت تیپیکال به تصویر کشیده شده است مشابه تعداد کثیری از جوانان جویای نام در سینمای ایران است، سیاه لشکر هایی که به هر دری می زنند تا بتوانند کمی در سینمای ایران عرض اندام کنند و در این راه حاضرند حتی تمام زندگی خود را فدا کنند اما در نهایت هم راه به جایی نمی برند. اگر نگاهی گذرا به فیلم هایی که در مورد عاشقان سینما در کشورمان ساخته شده بیندازیمُ پی می بریم که پیش از این تمامی فیلم ها به شدت تلخ و سیاه بوده اند اما این بار رضا عطاران سعی کرده تا از تلخی چنین وقایعی بکاهد و با لحنی طنز بخشی از زندگی عاشقان سینه سوخته سینما را به تصویر بکشد.

از سوی دیگر شاید در وهله اول نشان دادن گدایی کردن یک شهروند ایرانی در کشوری خارجی بسیاری توهین آمیز به نظر برسد اما عطاران با تمهیدی خارق العاده در نهایت با دیدن پرچم برافراشته شده کشورش به آن پناه می برد که این نوعی تمثیل از این است که آدم هایی مثل رضا که از یک فرهنگ غنی آمده و یا افکاری سنتی دارند در نهایت به خانه خود پناه می برند و هیچ کجا برای آن ها خانه شان نمی شود! و از طرف دیگر نشان دادن واقعیات و تناقضات تلخ و آشکاری که عطاران آنها را دستمایه خود قرار داده است و با تمهیدات و لحن خاص خود در روایت فاصله میان سینمای ایران و سینمای جهان را به رخ کشیده است شاید نتواند بر هر مخاطبی خوشایند باشد. اما در هر حال نمی توان منکر این واقعیت شد که عطاران با تفکری بسیار قوی این فیلم را به تصویر کشیده است داستان رد کارپت از همان تیتراژ فیلم آغاز می شود، تیتراژ فیلم کازینو ساخته مارتین اسکورسیزی به عنوان تیتراژ اولیه برای این فیلم در نظر گرفته شده است که نشان دادن این تیتراژ از همان ابتدا مخاطب را با این واقعیت آشنا می سازد که یک فیلم خارجی مورد علاقه شخصیت اصلی فیلم است که از تلویزیون در حال پخش است. و با همین تمهید ساده و در عین حال مهم مخاطب از ابتدا در جریان ماجرای فیلم قرار می گیرد. این انطباق تیتراژ دو فیلم همان دغدغه شخصیت اصلی فیلم است که به مرور زمان و با پیشبرد داستان تفاوت های زیاد میان دو سینما به خوبی آشکار می شود.

رد کارپت به نحوی یکی از بهترین پایان بندی های فیلم های جشنواره سی و دوم را داشت و بر خلاف سایر فیلم ها احساس نمی شد که فیلمساز فیلمش را نیمه کاره رها کرده است. هرچند که علاقه شخصیت اصلی به سینما همچنان در جای خودش باقی است اما در نهایت او وقتی که مجبور به خوابیدن در کنار خیابان می شود به پرچم کشورش پناه می برد و در حالی که آن را مثل یک پتو روی خود کشیده با خیال راحت در زیر آن می خوابد.

 

 

 

رضا منتظری

مرداد 1393


 تاريخ ارسال: 1393/5/12
کلید واژه‌ها:

نظرات خوانندگان
>>>زهرا:

رضا عطاران، امیدوارم همواره موفق باشند:->

3+2-

شنبه 18 مرداد 1393



>>>رها:

رد کارپت فوق العاده بود واقعا فوق العاده بود دستتون درد نکنه آقای منتظری عزیز

4+7-

دوشنبه 13 مرداد 1393



>>>میلاد:

شما در این نقد گفتین فیلم خوبیه ولی خودتون در نقد دارین مشخصات یک فیلم ضعیف رو توضیح میدین و اشکالات فیلم رو توجیه میکنید!!واقعا تا به حال ندیده بودم منتقدی اشتباهات یک فیلم رو توجیه کنه که شاید علاقه شما به جناب عظاران را میرساند.

46+3-

يكشنبه 12 مرداد 1393



>>>behzad:

خسته نباشی. فیلم رد کارپت رو دوست نداشتم اما وقتی نقدتونو خوندم نظرم عوض شد.

60+30-

يكشنبه 12 مرداد 1393




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.