پرده سینما

تذکرة الوقایع الفجر: یوم هفتم

امیر اهوارکی

 

 

 

 

 

 

 

خادم الرّعایا امیر بن عبدالله اهوارکی

 

تربة و النار (خاک و آتش)فی یوم سابع میرزا مهدی صباغ­زاد یک فقره فیلم از بلاد بلوچستان استحصال کرده در خصوص محاربه با قوای بریطانی در یکصد سنه قبل هذا، موسوم به تربة و النّار[1] فریبرز آل­عرب مختار الآکتورین در آن با دده میترا حجار وصلت نموده با اجانب مقاتله می­نماید. میرزا احمد نجفی ثمّ خرمشهری ثمّ طهرانی به جلد یک اجنبی که ضابط بریطانی می­باشد رفته با فریبرز خان به ناحق حرب می­نماید. لکن خلایق در این اطوار جدّیت ندیده فرصتی جسته به خواب قیلوله رفته تجدید قوا می­نمودند. یزیدَ الله برکة هذا الافلام الغیوریین.

میرزا جمال الدین شورجه یک فیلم در مملکت لبنان به عمل آورده مسمّی به ثلاث و ثلاثین یوم [2] در حواشی محاربۀ شهر تموز سنۀ 1385 هجری خورشیدی و مقاومة آن قوم در تقابل با جهود صهیون، انفجارات شدیده نموده عمارات عظیمه تخریب کرده ید ظالمان از قریه عَیتا کوتاه، مملکت حفظ، اجانب مستأصل و فتح الفتوح حاصل گردیده است. یَجعَل الله الصَهاینه أذلّین و المخذولین فی کل العالم. پیر داغر و دارین حمزه که سابقاً در افلام مدار درجه صفر و کتاب قانون آکتوری کرده فی هذا ثانیاً رؤیت شده تجدید خواطر می­گشت. الحمد لله و المنة اول فیلم من جماعة المسلمین فی مملکة لبنان به توسط إخوان الایرانیین به ثمر رسیده اوضاع پولیتیک مستحسن، روحیّت ایشان متعالی و اینچنین خاک به دهان عدوّ صهیونی ریخته می­گردد. در انتها امّ عباس شجاعة نموده با یراق و سلاح کمین کرده رئیس قوای صهیون بکشته جای تهمینه بیگم امّ الفتن خالی نموده که در وقت محاربه با مملکت عراق در حفرۀ موش مجاور بوده از تساوی رجال و نساء در دفاع مملکت هیچ سخن نگفته لکن با خاتمۀ محاربات آمده در حواشی حقوق معوقه و مغصوبۀ نساء در این سنوات فیلم پروداکت می­نماید. بیت:

فیلم آن نیست که مویی و میانی دارد / هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

شیوۀ حور و پری خوب و لطیف است ولی / فیلم آن است که چنان پهلوانی دارد

 

داریوش خان مهرجویان یک فقره فیلم به جهت تلفیزیون عملگی کرده موسوم به سماء محبوب[3] در خصوص ادویه و اشربه و طبابت قدیم، من شیخ ابوعلی سینا إلی زماننا هذا. بیت:

 

برگ درختان سبز در نظر هوشیار / هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

 

 سماء محبوب (آسمان محبوب)میرزا علی مصفّی در آن یک نفر طبیب بوده به سرطان دوچار گشته عن قریب بمیرد. لهذا سر به کوه نهاده قصد انتحار کرده به معجزتی زنده مانده به قریۀ مجاور رفته با طبابت عمو غریب که به او از دواجات خودساخته بخوراند آلام وی التیام یافته در طهران دانسته که کلّیةً شفا یافته عمر مجدد از خدای تعالی گرفته ثانیاً عزیمت کرده تا شکر آن طبیب گفته در آن قریّت مقیم گردد. لکن دانسته که آن قریه سبعین سنه قبل هذا تخریب گشته فی الواقع روح وی، من بعد الانتحار در عوالم ایشان از گل گاو زبان و اسطوخودوس و سنبل الطّیب و زنجبیل و گل کبود و قس علی هذا منتفع شده شفا یافته می­باشد. بیت:

 

در سبب سوزیش من سودایی‌ام / در خیالاتش چو سوفسطایی‌ام

 

اگر نفس و روح از اثر دواجات نباتی اینچنین متأثر گردد پس جسم و تن چه حد اثر یابد؟ خلایق را برخی پسند آمد و جمعی را نه. لکن چنین افلام که از قدمة الف سنه میراث طبابت وطن حکایت دارد چنانچه خوب به عمل آید بسیار مستحسن می­باشد تا که عوام و خواص من الناس به عوض جواهراة القصر و دوشیزه یانجوم و تعالیم ادویه چینی و کروی آمده به دواجات نباتی و ادویه و اشربۀ شافیۀ ایرانی اقبال کرده احتیاجاة یومیه ناس در تغذیه و مشروباة و مؤکولاة مرتفع گردد إن شاء الله. بیت:

 

ففی کل شئٍ له آیةٌ / تدلُّ علی أنّه واجبٌ

 

بعض اشخاص از بلاد آذربایجان روس به جهت پابوسی امام ثامن به ممالک محروسۀ ایران داخل شده در مریضخانه مریض خویش سپرده خود به زیارة گسیل گشته عند النهایه دانسته که رئیس الاطباء که در سماء هشتم است در ارض مبارکۀ مشهد الرضا قبّه و بارگاه داشته یوماً و لیل خلایق آمده شفا ستانده مراجعت می­کنند. میرزا حسن نجفی فیلم را به سماء هشتم[4] موسوم کرده در آن میرزا محمد کاسب الدوله رجل عظیم الجثه خادم آستان حضرت می­باشد. بیت:

 

سـر ارادت مـا و آستان حضـرت دوست / که هرچه بر سر ما می­رود ارادت اوست

 

رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت / چرا که حال نکو در قفای فال نکو است

 

 

در همین رابطه بخوانید

تذکرة الوقایع فجر: الیل الافتتاح

تذکرة الوقایع الفجر: یوم الاول

تذکرة الوقایع فجر: یوم دیم

تذکرة الوقایع فجر: یوم سیّم

تذکرة الوقایع فجر: یوم چهارم

تذکرة الوقایع فجر: یوم پنجم

 تذکرة الوقایع فجر: یوم ششم

تذکرة الوقایع فجر: یوم هفتم

 

 



[1] . خاک و آتش

[2] . 33روز

[3] . آسمان محبوب

[4] . آسمان هشتم


 تاريخ ارسال: 1389/11/25
کلید واژه‌ها:

نظرات خوانندگان
>>>سمیرا:

خیلی خوب و خواندنی است. دست مریزاد. لطفاً ادامه بدهید

1+0-

دوشنبه 3 مرداد 1390



>>>موسی امیری:

این سلسله مقالات را چندین نوبه خواندم و لذت بردم. از نویسنده محترم تشکر می کنم و می گویم که منتظر دو سه قسمت پایانی گزارش شما از جشنواره خواهم ماند. همچنین به این جناب بی ذوق عاشق سینما که با ادبیات بیگانه است نیز باید بگویم که خوب است کمی هم از کتب ادبی بخوانید، خصوصاً ادبیات مشروطه. اگر آن ادبیات را چشیده باشید دیگر ادبیات پیش پا افتاده امروز به دهانتان مزه نمی کند. حتی داستان نویسان آغازین خودمان از قبیل جمالزاده و بزرگ علوی نثرشان بسیار زیباتر و دلچسب تر است از نویسندگان امروز. نثر امروزی ها به تبع آشفتگی های زبان، تا حدی مشوش شده و لغات مغلوط در آن زیاد به چشم می خورد. لغاتی از قبیل کنکاش، چالش، ملت و... که حتی نویسندگان هم آنها را در معنای حقیقی خود به کار نمی برند. مضافاً به اینکه این نثر برای ما قدیمی ها نوستالژیک است و ما را به یاد بساطت و سادگی دوران قدیم می اندازد. باز هم از نویسنده ادب دوست این متون جناب اهوارکی تشکر کرده برای او توفیق تداوم این آثار را خواستارم. عزت مزید.

1+0-

يكشنبه 14 فروردين 1390



>>>عاشق سینما:

این دیگه چه زبان عجیب و غریب و عجایبی هست که از خودتون درآوردین واقعا یک کارهایی انجام میدید که باعث تنزل ساییتون میشه و یکیش هم همین کاره من که شوکه شدم این دیگه چه کاری هست کلاس خودتان را اینقدر پایین نیاورید لطفا! کاری که شما میکنین یه جور مسخره بازی هست و اصلا به سایت شما نمیاد که همچین کاری رو انجام بدین قابل توجه آقای سردبیر محترم نه به اون نقدهای خوبتون نه به این مطالب عجیبتون؟!

0+1-

سه‌شنبه 26 بهمن 1389




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.