پرده سینما

از رمینگتون تا جان فورد، در شرح و وصف کلمانتین عزیزم

غلامعباس فاضلی

 

 

 

 

 

 

 

نقد فیلم کلمانتین عزیزم ساخته جان فورد


در شرح و وصف اینكه چرا «كلمانتین عزیزم» بهترین «وایات ارپ» تاریخ سینماست؟

 

کتی داونز (کلمانتین) و هنری فاندا (وایات ارپ) در کلمانتین عزیزمكلمانتین كارتر وقتی از دلیجان پیاده می شود آرام دور خودش چرخی می زند و اطراف را ورانداز می كند. پیش از آنكه دلیجانش به تومستون برسد، دو زن كه پیشبندهای سفیدی به تن كرده بودند با نواختن زنگی ورودش را خبر دادند؛ مثل دو راهبه سفید پوش كه با نواختن ناقوس كلیسا خبر از تجلی ناگهانی بانوی مقدس می دهند. كلمانتین كارتر راه می رود بی آنكه پیچ و تابی در تنش دیده شود. قامتش همیشه افراشته است. دستهایش را همیشه جلوی تن می گیرد. یا دست راست، دست چپ را گرفته و یا دست چپ، دست راست را.  دستها از هم باز نمی شوند. كلمانتین تكانشان نمی دهد. حتی وقتی طول «بار» را می پیماید تا بنشیند روی صندلی،  كه حتی روی صندلی هم دستها را متصل به هم روی زانوان انداخته .وقارش همه جا پراكنده می شود. در راهروی طبقه بالای هتل كه پیش می آید تا به اتاقش برسد، از پشت سرش هاله نوری می تابد به درون. كلمانتین پیش از آنكه به اتاقش برسد چرخی در اتاق «داك» می زند تا عطر او را استشمام كند. اما عطری از وجود خودش را در اتاق می پراكند. عكسش هنوز از پس گذشت سالها، روی میز «داك» است. «وایات» در درگاه ایستاده و جلوتر نمی آید.                                                                              

 

**********

 

در شبهای تومستون نه مهتاب، كه تلألو خورشید را می شود در لابه لای ابرها دید.شبهایش مثل شبهای هیچ شهردیگری در دنیا نیست. آمیخته ایست از غروبگاه و سحرگاه.  شكوه اسطوره ای آفتاب جایگزین لطافت مهتاب شده درسیاهی شب. كلمانتین كارتر به سوی «داك» می رود كه كنار نرده های بالكن «بار» دستمال سفیدی جلوی صورت گرفته و سرفه می كند. كلمانتین باید تومستون را ترك كند. وگرنه «داك» این كار را می كند. در پسزمینه، برق خورشید شبانگاهی تومستون از لابه لای ابرهای سیاه بیرون زده. راستی این تومستون با خورشید شبانه اش كجای جغرافیاست؟                                                                                                                                        

 

**********

 

هنری فاندا در نقش وایات ارپ در فیلم کلمانتین عزیزموایات ارپ تكیه داده به صندلی. یك پایش را به ستون چوبی پیش رویش فشارداده، آنقدركه پایه های جلویی صندلی معلق شده توی هوا. كلاهش را كمی پایین آورده .تكان نمی خورد. مثل هیبتی برخاسته از یك تابلوی نقاشی كه به تمامی جاندار نشده و نمی تواند حركت كند. وایات ارپ، توی «بار» هم وقتی پشت میز بازی نشسته تكیه داده به صندلی و خیره است به جلو. وقتی كلمانتین به اتاق می آید و«داك» را می بیند وایات اتاق را ترك می كند. از در، كه می زند بیرون تلخی عجیبی وجودش را گرفته اما آن را مخفی می كند. فقط می تواند كلاهش را بگیرد توی دستش و شلاقی بزند توی هوا و به برادرش مورگان چیزی بگوید:«خب بریم»! همه حركاتش اینطور ظریفند. به خصوص در پیشگاه كلمانتین. وقتی كلمانتین در سرسرای هتل در آستانه رفتن است، وایات بی خبر وارد سرسرای خلوت می شود سوت زنان «محبوبم كلمانتین» را می نوازد كه او را می بیند. دست چپ وایات روی لبه كلاهش می گردد و بعد دست راست كلاه را برمی دارد و وایات دستپاچه قدمی به سوی كلمانتین برمی دارد و این بار دست راست، كلاه را به دست چپ می دهد.                                                                                                                               

**********

 

 

 

این داك هالیدی عجیبترین است! چشم در چشم وایات دوخته. تازه با هم آشناشده اند. به مرد پشت پیشخوان می گوید وایات مهمان اوست و نوشیدنی گران قیمتی برایش سفارش می دهد: شامپاین. اما وایات نوشیدنی خیلی ارزانتری می خواهد: ویسكی. مرد پشت پیشخوان لیوانی ویسكی می سراند سمت وایات. اما داك، بی آنكه نگاهش را از وایات برگرداند، انگار كه از غیب ناظر همه حركات و سكنات آدم ها باشد لیوان ویسكی را در نیمه راه می گیرد و برمی گرداند و سفارش فبلی اش را تكرار می كند: شامپاین! داك هم انگار از جنس جغرافیایش نیست. مثل تومستون با شبهای آفتابی اش. انگار او هم از میان نقاشی ها برآمده. هنوز به تمامی جاندار نشده و نمی تواند سر و تنش را این سو و آن سو بگرداند. دارد نوشیدنی می نوشد در «بار» كه «چی واوا» سراغش می آید اما داك می گوید او دست از سرش بردارد و در حین این گفتگو با چنان ظرافتی با سرانگشت درپوش فلزی روی شیشه نوشیدنی را می پراند كه انگارمی داند حركت هر شیئی تحت فرمان اوست.                                                                                        

 

**********

 

كلمانتین و وایات بازو در بازوی هم سوی كلیسای نیمه ساخته می روند كه ناقوسها در دوردست می نوازند. گویی در ملكوت عروسی شان را اعلام می كنند. اما نه اینجا و نه حتی در صحنه پایكوبی دو نفره او و وایات، این دو به هم نگاه نمی كنند. نگاه ها یا به اطراف است یا به پایین. گویی حین جان بخشی از یك تابلوی نقاشی، استاد آفریننده حركات و سكنات زمینیان را به تمامی به آنها نیاموخته!                                                                                            

 

**********

 

جان فورددهه 1940 برای دنیای سینما دهه ای استثنایی بود، و برای جان فورد دهه ای استثنایی تر. او در این دهه -سوای یكی دو تا فیلم نظیر جویندگان یا مردآرام كه درسالهای بعد ساخت- مجموعه ای از بهترین فیلمهایش را عرضه كرد. بدون شك بخش عمده ای از این دستاورد مرهون داریل .اف .زانوك مدیر فوق العاده خلاق كمپانی فوكس قرن بیستم بود كه متأسفانه همواره جایگاهش در هدایت فیلمسازان بزرگ مورد بی مهری قرارگرفته. بخش بسیارعمده تر این خلاقیت مرهون نبوغ استثنایی نابغه ایرلندی تبار در مقام كارگردان است. نبوغی تا كنون بارها و بارها سویه های مختلفی از آن مورد اشاره و بررسی منتقدان قرارگرفته است: نقش ضمیر ناخودآگاه، یا خودآگاهی هوشمندانه وی در تبیین، تكرار، یا  به تكامل رساندن مفاهیم مورد نظرش. و نیز ارمغان بسیار بزرگی كه او برای ابد به دنیای سینما ارزانی نمود: میزانسن های پرشكوه و  شاعرانه اش. اما نكته ای درباره فورد كمتر مورد توجه قرار گرفته است. چیزی كه از آن باید به عنوان «پرفرمانس» یاد كرد و در واقع «اجرا»یی است كه او بر صحنه حاكم می كرده است. می توان این نكته را به شكل هدایت بازیگران در اتخاذ یك لحن ویژه، یا توجه دادن آنها به حركاتی ظریف در بازی شان مطرح نمود. كلمانتین عزیزم نمونه ای در حد اعلاء و اعتلاست از این «اجرا». حركات و سكنات و جزییات بازی بازیگران در این فیلم به شكل بسیار ظریفی از رئالیسم یا ناتورالیسم رایج در نمونه های مشابه فاصله می گیرد و به نوعی شیوه بیان شخصی می رسد كه به راستی در هیچ طبقه بندی نمی گنجد. از سویی تأثیر رمینگتون نقاش آمریكایی كه فورد دلبسته نقاشی ها و سبك بصری وی بوده در تصویری كه او از تومبستون ارائه می كند –چنانكه شرحش رفت-  قابل رؤیت است. و از سویی بازی بازیگران فیلم آكنده از ظرافتها و جزییات بسیار دقیقی است كه این جزییات هم استثنایی اند و هم –آشکارا- ملهم از نقاشی رمینگتون. در واقع وایات ارپ، داك هالیدی، كلمانتین و چی واوا ی فیلمِ او بهره مند از چنان منش و وقار والایی هستند كه هیچ فیلمساز دیگری نتوانست با خلق «قهرمانان» های ملهم از داستان استیوارت. ان. لیك به آن دست یابد. همین مسئله كلمانتین عزیزم را در جایگاهی بسیار والاتر و ابدی نسبت به همه برگردان های سینمایی از داستان لیك و شخصیت وایات ارپ قرار داده است.                                                                                                                                                                

 

 

کلمانتین عزیزم

کارگردان: جان فورد. نویسنده فیلمنامه: ساموئل جی انجل. و وینستون میلر. بر اساس داستانی از استوارت. ان لیک به نام وایات ارپ مارشال مرزی. فیلمبردار: جوزف مک دونالد. موسیقی: سیریل ماکریج. تهیه کننده: ساموئل. جی. انجل (کمپانی فوکس قرن بیستم)

بازیگران: هنری فاندا، ویکتور ماتیور، والتر برنان، لیندا دارنل، کتی داونز، تیم هولت، وارد باند، جان آیرلند، جین دارول. محصول 1946، سیاه و سفید- 98 دقیقه

 

غلامعباس فاضلی


در همین رابطه بخوانید

از رمینگتون تا جان فورد؛ در شرح و وصف کلمانتین عزیرم

جان فورد: ستاره واقعی تمام فیلم های وسترن من، زمین بوده است/دیدگاه های جان فورد درباره سینمای وسترن

 جویندگان اثر جان فورد: جستجویی قهرمانانه و شوالیه وار

مردی که لیبرتی والانس را کشت: کابوس در نیمه شب تابستان

مرد آرام: جستجو برای یافتن هویت ملی، از مانیومنت تا گلدن گیت

تابلویی از رمینگتون


 تاريخ ارسال: 1388/8/11
کلید واژه‌ها:

نظرات خوانندگان
>>>عيبي يخ:

like

22+0-

يكشنبه 7 ارديبهشت



>>>محسن:

مرسس عزیزم.

5+0-

چهارشنبه 22 خرداد 1392



>>>دون:

خیلی زیبا بود استفاده کردم ممنون خوشحال میشم به وبلاگ منم سر بزنین فیلم های دوبله و نایاب سینمای کلاسیک جهان http://dvdfilm21.blogfa.com

25+1-

سه‌شنبه 8 فروردين




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.