پرده سینما

بهاریه: جایزه ی اسکار من

فهیمه غنی نژاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Fahimeh_ghaninejad@yahoo.com

 

اصغر فرهادی و جایزه اسکارانگار وسط  برزخ  ایستاده باشم. پشت به سالی که ما را نیمه کاره  رها کرده است و رو به سالی ناشناخته که از آمدنش بیمناکم... فکر می کنم برای نوشتن بهاریه در سال های بی بهار اصلاً آدم مناسبی نیستم، و ذهنم را هی شخم می زنم دنبال گلی، گیاهی، حتی برگ سبزی که  تحفه ی  درویشش بدانم و بهار را باور کنم تا بتوانم این چند خط  را بنویسم؛ که یک  پیامک با کمترین کلمات،  برهوت را می شکافد و بهار ِ همه ی  خواب ها  و خیال هایم از آن سر در می آورَد.  پیامک، از موفقیت اصغر فرهادی در مراسم اسکار باخبرم می کند اما من،  نمی دانم  چرا احساس می کنم موفقیت خودم را خبر می دهد. احساس می کنم  «من»  پیروز شده ام. باورم می شود «من»  جایزه گرفته ام. خیال می کنم  برای  تمام کارهایی که تا به حال در زندگی انجام داده ام و دیده نشده است،  برای  تمام کارهایی که تا به حال مشقت انجام ندادنشان را تحمل کرده ام و کوچک ترین جایزه ای نگرفته ام، این بار اسکار گرفته ام!

برهوت که شکافته می شود و بهار ِ همه ی خواب ها و خیال هایم که از آن سر درمی آورَد، انگار دیگر نمی بینم مدعیانی را که دور و بر پرده های نقره ای را سیاه کرده اند.  مدعیانی را که عادت دارند وقتی به محفلی یا تماشای فیلمی  می روند، چند نفر با یک قدم فاصله اسکورتشان کنند. مدعیانی را که بعد از چاپ مقاله ات در نشریه شان اگر به دیدار و سپاسگزاری شان  نروی، از چاپ مقاله ی  بعدی ات خودداری می کنند. مدعیانی را که با قلمدارانی ثابت و محدود، دیواری  نفوذ ناپذیر دور نشریه شان کشیده اند. مدعیانی را که از همکلام شدن با  نویسندگان حتی به صورت تلفنی پرهیز دارند و آن را وظیفه ی منشی می دانند. مدعیانی را که با نوشتن روی فیلم، می خواهند «رو» کم کنند. مدعیانی را که صراحتاً صاحبان سلیقه های متفاوت با خویش را «احمق» می نامند. مدعیانی را که  برای خود از نقد قبا می دوزند و ...

نه، جایزه ی اسکار اصغر فرهادی را که می بَرم، برخلاف نصیحت و توصیه ی آن منتقد سینما، ازخوشحالی چنان «کله پا» می شوم که از یاد می بَرم این چیزها  و آن چیزهایی را که  بعضی سال ها  را  بی بهار می کنند.  جایزه ی اسکار اصغر فرهادی را که می گیرم، پرده ی نقره ای آن قدر کنار می رود که همه ی سیاهی های دور و برش را  می پوشاند و بهار ِ سینما را نشان می دهد. حاشیه ها و حاشیه سازها و حاشیه نشین ها  دور و دورتر می شوند. اینسرتی است از غرور، سرافرازی و رستاخیز. بی تردید  بهار دارد این سال.

 

دل برگرفته بودم از ایّام گل ولی      کاری بکرد همّت پاکان روزه دار

 فهیمه غنی نژاد

 

 

در همین رابطه دیگر بهاریه های نوروز  ۱۳۹۱ سایت پرده سینما را بخوانید

 

من و نادر و فخیم آرتیست! -مهدی فخیم زاده 

دعا کن که دل اش به خاطر عشق بشکند- بهاره رهنما

پیام بهار- جلال الدین ترابی

جایزه اسکار من- فهیمه غنی نژاد

سینما صحرا... ریولی سابق- نسترن مولوی

بهار، خنده، خاطره- کامیار محسنین

حبه قندهای سفید توی قندون گل سرخ- آذر مهرابی

کالنگ هایش را هنوز دوست دارم- محمد جعفری

خانه ما چه سبز بود -سعید توجهی

و بهاری زیباتر از حقیقت تنهایی- نغمه رضایی

وزش یک نسیم ملایم از پنجره اتاق- موحد منتقم

باز هم در گذر زمان- رضا منتظری

نوروز مبارک؛ بهاریه ای از یک عکاس- الهام عبدلی

فرانکو نرو و اشتباهات من!- غلامعباس فاضلی


 تاريخ ارسال: 1391/1/1

نظرات خوانندگان
>>>پردیس:

مرسی.عالی بود.موفق باشید

0+0-

جمعه 18 فروردين 1391



>>>هنگامه:

بسیار درست نوشتید خانم غنی نژاد و البته باشکوه. کلامتان تفاخر دارد پاینده باشید و بازهم بنویسید برایمان

0+0-

پنجشنبه 3 فروردين




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.